تبليغاتX
Pic & Poem

Pic & Poem
شعر و تصویر 
هر روز با ایات قران

http://raze-sarbaste.persiangig.com/new2/1301949147922616.jpeg


کسی از باران از صدای شر شر باران
از میان پچ و پچ گلهای اطلسی
کسی از آسمان توپخانه در شب آتش بازی می آید
و سفره را می اندازد
و نان را قسمت میکند
و پپسی را قسمت میکند
و باغ ملی را قسمت میکند
و شربت سیاه سرفه را قسمت میکند
و روز اسم نویسی را قسمت میکند
و نمره مریضخانه را قسمت میکند
و چکمه های لاستیکی را قسمت میکند

فروغ

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:11 ] [ م.ب ]

خمیده پشت از آن دارند پیران جهاندیده 
که اندر خاک میجویند، ایّام جوانی را

پیرزن پشت خمیده

نظامی


برچسب‌ها: زندگی, جوانی, پیری, شعر کلاسیک
[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 1:52 ] [ نجوا ]

صــداي قلــب نـيست
صداي پـــاي تـــوست
کـه شـب‌ها در سينـــه‌ام مــي‌دوي
کـافـــي‌ست کمـي خستــه شـــوي
کافـــي‌ست بــايستي …

 صدای پای توست

                                                                                                                                      "گروس عبدالملکیان"


برچسب‌ها: تو, عشق
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 22:59 ] [ صدرا ]

مزرع سبز فلک دیدم و داس و مه نو
یادم از کِشتۀ خویش آمد و هنگامِ درو...

مزرع سبز فلک

حافظ


برچسب‌ها: گندم‏زار, زندگی, شعر کلاسیک
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 0:57 ] [ نجوا ]

http://raze-sarbaste.persiangig.com/new2/8lwjrahv365xcbgl439k.jpg

من بی خبر به راه سفر پا گذاشتم

آگاهی از نیاز عزیزان نداشتم
در کوره راه های تهی می شتافتم

.....
در زیر پنجه های ترم ، ریگ های خشک
فریاد می زدند که ما تشنه ایم ، آب
شرمنده می گذشتم و آبی نداشتم 

.....




نادر نادر پور


ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 8:46 ] [ م.ب ]

به ساقى اى صبا بگو، حاجت ما برآورد
ساغرى از براى ما، ز آب كوثر آورد...

* دلم میخواست هرطور هست، چیزی برای میلاد بانو بیاورم، هرچند به اندکی تأخیر... اما هرچه گشتم، آنچه میخواستم نیافتم، آخر به همین بیت که از "ژولیده نیشابوری" آوردم کفایت کردم، اما هی مدام با خودم این بیت "جواد محمد زمانی" را زمزمه میکنم که:
              ما را ببخش مدح تو كوثر نداشتيم .... ما غير چند واژه ابتر نداشتيم

* تصویر قبل تر اینجا آمده، با حدیثی خواندنی...

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:59 ] [ نجوا ]

کاشکی میشد بهت بگم؛ چه قدر صداتو دوست دارم
چه قدر مث بچگی هام؛ لالایی هاتو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم، خستگی هاتو دوست دارم
چادر نماز وُ زیر لب، خدا خداتو دوست دارم 


کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم
تو دشت ابری چشات، یه قطره بارون میشدم
کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم
لالایی لا لا لا لا...


* این آهنگ را خیلی دوست دارم... هرچند غم خاصی دارد... هرچند که با کلیت ایام و رفتارهایم نخواند، اما نمیتوانم چشم بپوشم به محبت هایش و دلم نخواهد چنین نزدیکی ای را...

آهنگ، قبل تر از این، با همین تصویر، اینجا آمده.


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:57 ] [ نجوا ]

http://raze-sarbaste.persiangig.com/new2/447219_rBFgmHE3.jpg


همیشه این سوالم بوده مادر که رنگ لاله ها یعنی چه رنگی
همیشه گفته بودی باغ سبز ولی رنگ خدا یعنی چه رنگی


نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای من لبخند می زد
زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند می زد

ولی من باز می پرسیدم از او که منظورت ز آبی چیست مادر
همان رنگی که گفتی رنگ دریاست همان رنگی که گشته چشم از او تر

ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشک ها را می شنیدم
در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میکشیدم

 نگاهی سرخ اشکی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی
ولی من هر چه نقاشی کشیدم همه تصویری از رویای او بود
و شاید چند خطی که نوشتم همه یک قطره از دریای او بود

معلم آن زمان که عاشقانه کنار حرفهایت می نشینم
همیشه آرزو کردم که روزی نگاه مهربانت را ببینم

ببینم که کدامین دیدگانی مرا با حس دیدن آشنا کرد

که دستان مرا تا اوج برد مرا از دور با چشمش صدا کرد

ببینم که چه کس راز شفق را به چشمان وجود من نشان داد

ببینم که کدامین مهربانی غبار غم رویایم تکان داد

اگر چه من نگاهت را ندیدم ولی زیباییت را میشناسیم

صدای موج روحت را ستاره دل دریاییت را میشناسم

ز تو آموختم نقاشی عشق ز تو احساس را ترسیم کردم

ز تب نور امید و موج دل را میان غنچه ها تقسیم کردم

ولی من با مرور خاطراتم به اوج آرزوهایم رسیدم

هم اینک لحظه ای نقاش هستم معلم را و مادر را کشیدم 




مریم حیدر زاده



برچسب‌ها: مادر
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:4 ] [ م.ب ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اشعار و گفته های اشخاص؛ درهنگام تداعی شان در فضای خیال انگیزه ای شد برای افتتاح این بلاگ...
موضوعات وب