|
Pic & Poem شعر و تصویر
| ||
|
کسی از باران از صدای شر شر باران [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 10:11 ] [ م.ب ]
خمیده پشت از آن دارند پیران جهاندیده
برچسبها: زندگی, جوانی, پیری, شعر کلاسیک [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 1:52 ] [ نجوا ]
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 22:59 ] [ صدرا ]
مزرع سبز فلک دیدم و داس و مه نو
برچسبها: گندمزار, زندگی, شعر کلاسیک [ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 0:57 ] [ نجوا ]
من بی خبر به راه سفر پا گذاشتم
آگاهی از نیاز عزیزان نداشتم ..... ادامه مطلب [ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 8:46 ] [ م.ب ]
به ساقى اى صبا بگو، حاجت ما برآورد
* دلم میخواست هرطور هست، چیزی برای میلاد بانو بیاورم، هرچند به اندکی تأخیر... اما هرچه گشتم، آنچه میخواستم نیافتم، آخر به همین بیت که از "ژولیده نیشابوری" آوردم کفایت کردم، اما هی مدام با خودم این بیت "جواد محمد زمانی" را زمزمه میکنم که: * تصویر قبل تر اینجا آمده، با حدیثی خواندنی... [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:59 ] [ نجوا ]
کاشکی میشد بهت بگم؛ چه قدر صداتو دوست دارم
* این آهنگ را خیلی دوست دارم... هرچند غم خاصی دارد... هرچند که با کلیت ایام و رفتارهایم نخواند، اما نمیتوانم چشم بپوشم به محبت هایش و دلم نخواهد چنین نزدیکی ای را... آهنگ، قبل تر از این، با همین تصویر، اینجا آمده. ادامه مطلب [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:57 ] [ نجوا ]
همیشه این سوالم بوده مادر که رنگ لاله ها یعنی چه رنگی نگاه مادرم چون یاس می شد به پرسشهای من لبخند می زد زمانی رنگ سرخ لاله ها را به دنیای دلم پیوند می زد ولی من باز می پرسیدم از او که منظورت ز آبی چیست مادر همان رنگی که گفتی رنگ دریاست همان رنگی که گشته چشم از او تر ز اقیانوس بی طوفان چشمش صدای اشک ها را می شنیدم در آن هنگام در باغ تخیل رخ زیبای او را میکشیدم نگاهی سرخ اشکی آسمانی دوچشمانی به رنگ ارغوانی ولی من هر چه نقاشی کشیدم همه تصویری از رویای او بود و شاید چند خطی که نوشتم همه یک قطره از دریای او بود معلم آن زمان که عاشقانه کنار حرفهایت می نشینم
برچسبها: مادر [ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 10:4 ] [ م.ب ]
|
||
| ذکر مطالب این بلاگ با ذکر منبع بلامانع است. | ||