قالب پرشین بلاگ


Pic & Poem
شعر و تصویر

بی‌ جهت دنبال برهان و کلام و منطقیم
چای بعد از روضه کافر را مسلمان میکند 

چای بعد از روضه و هیئت-ashura 

شاعر؟ 
عكس از
اینستاگرام masoud.alef 

* پستِ مرتبط 

* اشعار مرتبط:

 -        تمامِ دردِ بدون علاج دنیا را ... به چای روضه ی آقا دوا کنید از نو (علی زمانیان)

-       این چای روضه حال مرا خوب کرده است ... ردخور نداشت نسخه ی درمانی شما

-       هر چه شد خرج عزایش آسمانی میشود ... چای بعد از روضه هم طعمی دگر دارد رفیق

-       چای روضه گرچه تلخ  است ولی در کام من ... از عسل شیرین تر و از شیر خوش رنگ تر است

-       کعبه ام روی تو باشد، قبله ام کرببلاست .... چایی روضه برایم آب زمزم بوده است

-       دو سه تا حبه قند و چای حسین .... بعد روضه عجیب می چسبد

-       رقیق شد دل آلوده از گناهم باز ... کمی ز معجزه ی چای هیأتش این است

-       چای بعد از روضه آب زندگیست ... خضر گویا اهل هیأت بوده است
برچسب‌ها: روضه, چای, محرم, یا اباعبدالله, عزاداری های حسینی
[ شنبه هفدهم آبان 1393 ] [ 17:17 ] [ نجوا ]

عمری اسیرم کرده ای با روضه هايت
بنگر که پيرم کرده ای با روضه هایت
ای کاش بین ايستادن‌ها بميرم
آخر ميان ‌چای دادن ها بمیرم

 

* همراهی و عكس از اينستاگرام porlight؛ حسینیه سادات اخوی

‏* آشفته ام چو پیرغلامی که از غمت ... یک عمر گریه کرد ولی کربلا نرفت....

‏* داریم با حسین حسین پیر میشویم ... خوشحال از این جوانی از دست داده ایم....

* گذر تک تک این ثانیه های عمرم ... به قدیمی شدن نوکری ات می ارزد....


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, محرم, زندگی, چای
[ جمعه شانزدهم آبان 1393 ] [ 23:23 ] [ نجوا ]

وقتی غمش را او روایت کرد آرام

از سنگ های آتشین روی هر بام

گفتند کجای این سفر لبریز درد است؟

در پاسخش آهسته گفت: الشام ، الشام

 

شاعر : زهرا هدایتی 

+هنگامی که از امام سجاد (ع) سؤال کردند در این سفر کجا از همه بیشتر به شما سخت گذشت؟
                           امام فرمودند : الشام ، الشام ، الشام.
                                                                      (سوگنامه آل محمد، ص408؛ ناسخ التواریخ، ص304)

+ عنوان از وحید قاسمی 


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, غم
[ پنجشنبه پانزدهم آبان 1393 ] [ 20:34 ] [ لیلی ]
...كه با نامِ تو آمیخته این اشک
خوشا اشک
خوشا گریه بر این داغ
خوشا گریـه بـر ایـن درد
خوشا گریـه، نه این گریـه!
خوشا گریه ی یعقوب که نور بصرش رفت چو روزی پسرش رفت...



یاسمین صباغیان طوسی
کامل این بحرطویل را بخوانید حتمن ِ حتماً
عنوان از این شعر كه اینجا هم کار کردم


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, گریه, اشک, محرم
[ چهارشنبه چهاردهم آبان 1393 ] [ 0:56 ] [ نجوا ]

 

در موج خون گم کرده تنها هستي‌اش را 
يک بانوي قامت کمان در بين گودال 
  
سر مي زد از سمت غروبي خون گرفته 
خورشيد زينب ناگهان در بين گودال 
  
از آسمان نيزه ها معراج مي رفت 
تا بي کران تا لا مکان در بين گودال 
  
نه سر، نه انگشتر، نه کهنه پيرهن، آه 
آلاله، پرپر، بي نشان در بين گودال 
  
انگشتر و انگشت با هم رفت از دست 
در جستجوي ساربان در بين گودال 
  
با بوسه هاي نعل هاي تازه آخر 
تشييع شد خورشيدمان در بين گودال 
  
در شعله هاي آفتاب داغ صحرا 
مانده تني بي سايه بان در بين گودال 

شاعر : یوسف رحیمی 

+کامل عنوان(فاضل نظری):

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سري

                    به روی شانه طوفان رهاست گیسویش


برچسب‌ها: عزاداری های حسینی, یا اباعبدالله, غم
[ سه شنبه سیزدهم آبان 1393 ] [ 12:55 ] [ لیلی ]
چگونه من آب روان بنوشم؟
 صدای العطش رسد به گوشم



از كف مریز آب روان یا عباس
بشنو خروشِ كودكان، یا عباس



*  از دودَمه ها

* شعر کامل عنوان؛ اینجا آمده.
* لبریز عطش ز نهر بیرون زد و رفت .... دریا بکشد منت رودی؟! هیهات...
* خیلی گران تمام شد این آب خواستن .... یک مشک از قبیله ی ما یک عمو گرفت...


برچسب‌ها: محرم, یا اباعبدالله, یا قمر بنی هاشم
[ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 ] [ 22:22 ] [ نجوا ]

 

مردي كنار رود زانو زد، چه مردي

مردي شبيه دست خالي برنگردي

 

خورشيد، در راز نگاهش خواب مي رفت

در چشم هايش آبروي آب مي رفت

 

مردي كه يك دريا تنفر دارد از آب

انگار چشمانش دلي پر دارد از آب

 

هي آب ميديد و به دريا اخم مي كرد

تصوير دريا را نگاهش زخم مي كرد

 

هي آب مي ديد ، از نگاهش اشك مي ريخت

آرام دريـا را درون مشك مي ريخت

شاعر : عظیم زارع 

+ کامل عنوان (احمد واعظی)

كس پيش تو دم ز زور و بازو نزند

                      كو آنكه برابر تو زانو نزند؟

                                       لب تشنه ز علقمه گذشتي آري

                                                             دريا كه به رودخانه ها رو نزند


برچسب‌ها: محرم, یا اباعبدالله, یا قمر بنی هاشم
[ دوشنبه دوازدهم آبان 1393 ] [ 14:23 ] [ لیلی ]
برگ ِ گل ِ سرخ را
باد کجــا می بـَـرَد؟

 

‏* ایده از اینجا برداشته شد.‏

‏* بیت کامل: بر فرس تندرو، هر که تو را دید گفت: .... برگ گل سرخ را، باد کجا می‌برد؟‏

‏* از دودَمه ها برا حضرت علی اکبر: گلِ لیلا تنش شد اِرباً اربا...به پیش چشمِ بابا....  ‏

‏* چون تو ای لاله در اين دشت گلی پرپر نیست ... و از این پير جوان مرده كمانی تر نيست.... (حسن لطفی) ‏

‏‏* نیست از جسم گلت چیز زیادی در دست ... نه عبا، پارچه ی مختصری می خواهد (عباس احمدی)‏‏

‏* وای علی اکبرم... لاله ی سرخ ِ پرپرم...‏

‏* کاش میشد که تو با معجزه ای برخیزی....‏

‏* این اصطلاح اِرباً اربا هم سنگین اصطلاحی ست. کسی تعریف میکرد که خواستند برایشان توضیح دهند، برایشان تسبیح پاره کرد و ریخت بر زمین... :(‏

‏* پستِ سالِ قبل... به نظرم حتماً ببینید.  ‏

‏* اين و این هم خووب.


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, حضرت علی اکبر علیه السلام, محرم
[ یکشنبه یازدهم آبان 1393 ] [ 20:20 ] [ نجوا ]

مدینه بود و غوغا بود، اسیرِ دیوِ سرما بود

محمد سر زد از مکه، که او خورشیدِ دل‏ها بود
             
لا لا خورشیدِ من لا لا، گلِ امیدِ من لا لا

خدیجه همسرِ او بود، زنی خندان و خوش‌خو بود   

برای شادی و غم‌ها، خدیجه یارِ نیکو بود
             
لا لا لا شادیم لا لا، غمم آزادیم لا لا

خدا یک دخترِ زیبا، به آنها داد لا لا لا         

به اسمِ فاطمه زهرا، امیدِ مادر و بابا
             
لا لا لا کودکم لا لا، قشنگ و کوچکم لا لا

علی دامادِ پیغمبر، برای فاطمه همسر

برای دخترِ خورشید، علی از هر کسی بهتر
             
چراغِ خانه‌ام لا لا، گلِ گلدانِ من لا لا

علی شیرِ خدا لا لا، علی مشکل گشا لا لا

شبِ تاریک نان می‌برد، برای بچه‌ها لا لا
             
لا لا مشکل گشای من، گل باغِ خدای من

حسن فرزند آنها بود، حسن مانندِ بابا بود

شهیدِ زخم دشمن شد، حسن یک کوه تنها بود
            
لا لا کوه بلند من، تو شیرین‌تر ز قند من

علی فرزند دیگر داشت، جوانی کوه پیکر داشت 

همیشه حضرت عباس، به لب نامِ برادر داشت
           
لا لا نازک بدن لا لا، عصایِ دستِ من لا لا

گلِ پرپر حسینم کو، گلِ سرخ و گل شب‌بو

کنار رود و لب تشنه، تمامِ غنچه‌های او
           
لا لا لا غنچه‌ام لا لا، لا لا لا لا گلِ تنها

حسین و اکبرم لا لا، علی اصغرم لا لا           

کجایی عمه جان زینب؟! سکینه دخترم لا لا
         
لا لا لا لا گل لاله، نکن گریه، نکن ناله


شبی سرد است و مهتابی، چرا گریان و بی‌تابی؟

برایت قصه هم گفتم، چرا امشب نمی‏خوابی؟
          
لا لا لا جان من لا لا، گل باران من لا لا...

طفل ِشش ماهه 

* بچه تر که بودیم، ایام محرم که میشد، تلویزیون یک نوای لالایی ای پخش میكرد که من خیلی دوستش داشتم. دلم نیومد اینجا نیارم. از اینجا یا اینجا ميتونید بشنوید. از مصطفی رحمان دوست

* این شعر هم خیلی خووب، این هم پارسال گذاشتم. 

* این تصویر خیلی خاص بود. طاقت نداشتم مستقیم بذارم، ببینید... انگار صدای نانجیبی میپیچه تو گوشم: «مگر سفیدی زیر گلو را نمیبینی؟».... آخ... 


برچسب‌ها: حضرت علی اصغر علیه السلام, یا اباعبدالله, محرم, مداحی
[ شنبه دهم آبان 1393 ] [ 0:12 ] [ نجوا ]

شمیم عاطفه در کوچه ها رها شده است
دوباره هر شب من، رنگ کربلا شده است...

كوچه های محرم

یوسف رحیمی
 عکس از اینستاگرام
salavati_17 
عنوان از علی اکبر لطیفیان

کامل شعر، خواندنی ست


برچسب‌ها: عزاداری های حسینی, محرم, یا اباعبدالله, کوچه
[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 18:24 ] [ نجوا ]

تنها نه اینكه جنس غمش، جنس ماتمش

حتی سیاهیِ علمش فرق می‌كند...

 

 كوچه ها و محرم و بيرق و پرچم عزا

 

من از "حسینُ منّی" پیغمبر خدا

فهمیده‌ام حسین همه‌اش فرق می‌كند...

 

علی زمانیان

 

* قبل تر این شعر را در وبلاگ آورده بودم. اما دلم خواست دوباره بیاورم خصوص که با چنین تصاویری (عکس نه پوستر) ارتباط بیشتری میگیرم و مناسب تر این وبلاگ میبینم. با این همه کامل شعر به تنهایی و بدون تصویر خواندنی ست واقعا.


برچسب‌ها: عزاداری های حسینی, محرم, یا اباعبدالله, کوچه
[ جمعه نهم آبان 1393 ] [ 11:6 ] [ نجوا ]

تو سر نداري، من سر ِ رفتن ندارم

ماندي به رويِ خاك و عالم كربلا شد

 

 بندِ دلم بودي و هر بندِ تن ِ تو

انگار جايِ گندم ِ ري آسيا شد

  

بي دردسر سرگرم سر بود و نشست و

آنقدر دست و پا زدي تا اينكه پا شد

 

يكبار بوسيدم گلويت را چگونه...

جايِ همان بوسه دوازده ضربه جا شد ...

 

+ شاعر : محمد امین سبکبار 

+عنوان از علی اکبر لطیفیان

+ باقی شعر در ادامه مطلب ..

+ و چه قدر درد دارند این شعر ها ... 


برچسب‌ها: عزاداری های حسینی, یا اباعبدالله, غم
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 20:13 ] [ لیلی ]

این پرچم سیاه همین بیرق و علم

حاکی ست با همیشه فضا فرق می کند

 

دارند بچه ها کتیبه به دیوار می زنند

حتی سروده ی شعرا فرق می کند

 

یک راست می روم سر اصل مصیبت ام

آقای من عزای شما فرق می کند...

مهیای عزای امام حسین علیه السلام شدن

مهدی صفی یاری

* عنوان از فاطمه نانی زاد

 

* عکس را دقیقا یک روز بعد از عیدغدیر، در همین خیابان های تهران گرفته ام. این تصویر هم مناسب بود. همان.

 

* من از "حسینُ منّی" پیغمبر خدا ... فهمیده‌ام حسین، همه‌اش فرق می‌كند...از لحاظ قافیه ی مشابه-كاملش را بخوانيد از علي زمانيان

 

* غدیر تمام نشده و به عصر نرسیده، داربست های محرم شروع میکنند به بالارفتن... و چه حکایت غریبی ست... اگر آن حق غصب نمیشد و حرف غدیر زمین افتاده نمیشد، کجا مصیبت کربلا بر سرمان میآمد؟
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک. اللهم العنهم جمیعا...


برچسب‌ها: عزاداری های حسینی, محرم, یا اباعبدالله, کوچه
ادامه مطلب
[ چهارشنبه هفتم آبان 1393 ] [ 17:59 ] [ نجوا ]

لباس غمت، به قامتِ من 

صدا زدنِ تو؛ عبادتِ من... 

چه مویه کنان، به سینه زنم 

به غصه و داغ تو سر شکنم

خوشم که شود به لحظه ی مرگ 

لباس سیاه شما؛ کفنم 

لباس سیاه شما؛ کفنم 

لباس سیاه شما؛ کفنم...

 

پیراهن عزای تو جوشن كبیر ماست

* دلم این مداحی رو میخواست (كاملش)، كاش برات زیارت و شفاعت امضاء بشه و لایق شیم....  

این نوشته هم خوب بود در وصف سیاه پوشیدن ها. حرف زیاد است. بگذرم، فقط چند بیت مرتبط:


- ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها ... لباس مشکی ما را جدا کنید از نو 

و ان یکاد بخوانید و آیت الکرسی .... دو ماه بدرقه راه ما کنید از نو (علی زمانیان)


- با دیدن هلال عزای تو مادرم ... پیراهن سیاه برایم خریده است (عبدالحسین مخلص آبادی)


- مِشکی کنید قامت رعنای کوچه را ... پیراهن عزای مرا هم بیاورید (فاطمه نانی زاد)


- لباس مشکی ما را به دستمان بدهید .... به ما حسینیه ی گریه را نشان بدهید (علی اکبر لطیفیان)


- پیراهن عزای تو جوشن كبیر ماست ... ذكر سلام بر تو دعای مجیر ماست

پیراهنی كه پرچم سیار كربلاست ... بر شانه بلند، ولی سر به زیر ماست

ما را در این لباس بهشتی كفن كنید ... زیرا پر از شمیم خوش و دلپذیر ماست

ما از غبار روضه، شفاها گرفته‌ایم ..... فردا هم، این لباس عزا، دستگیر ماست

هر كس بر این لباس عزا طعنه می‌زند ...  فردا برای یك نخ آن هم، اسیر ماست (رحمان نوازنی-پارسال گذاشتم)

....


برچسب‌ها: لباس عزا, محرم, مداحی, عزاداری های حسینی
ادامه مطلب
[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ 17:47 ] [ نجوا ]

حسين قافله ات نيّتِ سفر دارد/  تو ميروي و خدا از دلت خبر دارد

براي بدرقه اُمّ البنين هم آمده است / به جاي مادرتان دست بر كمر دارد

مسيرتان،ز ياد است و دخترت كوچك / براي دختر تو اين سفر خطر دارد

براي قاسم از اينجا زره ببر آقا / براي پيكر او سنگها شرر دارد

ميان قافله ات جا كه هست با زينب / بگو كه چادر و معجر اضافه بر دارد

بيا حسين عوض كن تو ساربانت را / گمان كنم كه به انگشترت نظر دارد

بيا براي خودت هم كفن بخر آقا / ثواب دارد عزيزم كجا ضرر دارد

شعر:  علي اصغر انصاريان


برچسب‌ها: محرم, یا اباعبدالله, سفر
[ دوشنبه پنجم آبان 1393 ] [ 23:5 ] [ ایلیا ]

بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند...

كودك سياه پوشيده و گريه كن بر مصيبت

* شعر از سیف فرغانی ست (کاملش). اینجا همراه کرده بود. عکس ش به خصوص خیلی به دلم نشست و مصرع هم خب خیلی خووب بود. حیفم آمد اول محرمی نیاورم اینجا.

* پست های با کاروان عاشوراییان و برچسب یا اباعبدالله در نجوای من و برچسب من میگویم، شما بگریید از خاتون قصه ها را هم میتوانید ببینید.


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, محرم, اشک, عزاداری های حسینی
[ یکشنبه چهارم آبان 1393 ] [ 16:38 ] [ نجوا ]

شعر   چای تلخ روضه زخم قلب ما را خوب کرد

          چای تلخ روضه زخم قلب ما را خوب کرد
                                                              حبه‌ی قندی به مــا  دادند  و مرهم جمع شد

 

تک بیتی های دیگر:

* وقتی که چای روضه مرا مست میکند                 کفران نعمت است به پیمانه لب زنم

بی جهت دنبال برهان و کلام و منطقیم               چای بعد از روضه کافر را مسلمان میکند !

یک زمانی پیر مستی خورد چای روضه ات           توبه کرد و گفت : به به ! می نمینوشم دگر

*حاجت به جنت و می آن نیست، جام ما              یک استکان ز چایی روضه است، والسلام


برچسب‌ها: روضه, چای, محرم, یا اباعبدالله
[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 21:32 ] [ ایلیا ]

 

گویا غمی تمام دلم را خریده است

قلبم ز عشق بیرق ماتم کشیده است

دیشب صدای خسته ای از روی بام گفت:

قد قامت العزا که محرم رسیده است

 

شاعر: زهرا هدایتی 

 

+ کامل عنوان از  وحید محمدی:

آقا سلام بر غزل اشک ماتمت

                 بر مسجد و حسینیه و روضه و دمت

                                 چندی گذشت در غم هجران اشک تو

                                                   پرمی کشید دل به هوای محرّمت

 

+ فرا رسیدن ماه عزای حسینی تسلیت باد. التماس دعا عزیزان


برچسب‌ها: عزاداری های حسینی, یا اباعبدالله, غم
[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 18:9 ] [ لیلی ]

 

این چشم ها برای که تبخیر می شود؟ 

این حلقه ها برای چه زنجیر می شود؟

 

پیراهن محرم من را بیاورید

دارد زمان هیئت من دیر می شود

 

با روضه حسین، نفس تازه می کنم

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

شعر از : رضا جعفری


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, اشک, محرم, لباس عزا
[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 15:53 ] [ ایلیا ]

كنارِ قدم‌های جابر، سوی نینوا رهسپاریم
ستون‌های این جاده را ما، به شوقِ حرم می‌شماریم 
شبیه رباب و سـُکینه؛ برای حـرم بی قـراریم 
ازین سردی و سختی راه؛ به شوق تو باکی نداریم
فدایی زینب... هوادار عشقیم
اگرکه خدا خواست، به زودی دمشقیم

لبیـّـکَ یابن الحیدر
قَطَعنا الیک الصَّحاری، الا یا امیر الفرات
أضِفنا فانّا ضیوفک، اضِف هؤلاء المُشاة
نَسیرُ الیک نهاراً، و نَحلُمْ بک فی اللیالی
نَعُدُّ الخُطى و العلامات، و نبکیک حتى الوصال
نسیل کَنهرٍ، یا بحر المَعالی
بصَخرٍ و سدٍّ، اَبد لانُبالی

لبّیک یابن الحیدر
وُلِدنا على حبّ حیدر، إذن لانخاف المَخاطِر
و نَفدیک بالقلب و الروح، و لیس فقط بالحناجر
و الحمدلله صِرنا، بلطفک شعباً أبیا
سنمشی الى القدسِ یوماً، مع المسلمین سَویا
سلامٌ على الشام، کَرَمزِ الصُّمود
و قدس و بحرین، اسیرِ القیود
لبیک یابن الحیدر



ناشناس
* این مداحی میثم مطیعی خيلى خوب است. حتما بشنوید يا ببینید.

* ترجمه قسمت هاى عربى:

ای امیر نهر فرات! به سوی تو بیابان‌ها را پشت سر گذاشتیم
میزبانی کن از ما که ما میهمانان توایم
میزبانی کن از این خیل پیاده
روزها به سوی تو گام برمی‌داریم
و شب‌ها رؤیای تو را می‌بینیم
قدم‌ها و علم‌های جاده را می‌شماریم
و تا زمان رسیدن بر تو گریه می‌کنیم
همچون رود جاری می‌شویم

ای دریای بزرگی‌ها
!
و به هیچ صخره و سدّی
اهمیت نمی‌دهیم و اعتنا نمی‌کنیم

بر عشق و محبت علی به دنیا آمدیم
به خاطر همین است که از خطرها نمی‌ترسیم
ما با دل و جان مان فدای تو می‌شویم
نه فقط با حنجره‌هایمان
خدا را شکر که به لطف تو
امّتی آزاده و ستم ناپذیر شدیم
روزی همراه با همه ی مسلمانان
به سوی قدس پیاده خواهیم رفت
درود بر شام
به عنوان نماد و مظهر مقاومت
و درود بر بحرین و قدس
که اسیر بند هستند

* نوشته بود:

                گفت: ضمائر را بشمار!
                گفتم:من، من، من، من، ...
                گفت: فقط من؟ پس بقیه چی؟
                گفتم: بقیه همه رفتند کربلا، فقط من ماندم!
و حقیقتاً امسال همچین وضعی بود، بس که همه رفتند و هی خبر رفتن ها میرسید...

* این سخنرانی برای اربعین است. خوب است شنیدنش.


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, کربلا, مداحی
[ دوشنبه دوم دی 1392 ] [ 8:29 ] [ نجوا ]

می گویند
سری را که درد نمیکند
دستمال نمی بندند
ولی سر من درد می کند
برای سربندی که نام مقدس تو روی آن حک شده باشد ...
"رقیة بنت الحسین"


 
*
* بر سر ببندم و بر دل حك كنم تو را
* اين را حتما بشنويد... شايد بهترين مداحى اى كه در عمرم شنيده ام.... يونس حبيبى خوانده و همۀ قصه است...
               
                  میگن یه جا خرابه بود
... خرابه ای تو شهر شام
                گریه می کرد و هی می گفت
....عمه بریم پیش بابام... (براى خواندن)

برچسب‌ها: یا اباعبدالله, محرم, مداحی
[ یکشنبه هفدهم آذر 1392 ] [ 8:58 ] [ نجوا ]
در هر خانه را نخواهم زد
من به ارباب خود وفادارم


* عکس از صفحه اینستاگرام k_hosayn، همراهی شعر هم از خودشان


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, محرم
ادامه مطلب
[ یکشنبه دهم آذر 1392 ] [ 19:2 ] [ نجوا ]
يادش به خير
با بچه های كوچه مون
با چادر مادرامون

گوشۀ يك پياده رو
ياد محرم كرده بوديم
تكيه علم كرده بوديم

يادش به خير
همه پيرهن مشكی به تن
 سينه و زنجير می زدن

يه قلب كوچيك تو سينــه
 مست و خريدار حسيــن

نوشته بود رو پرچم ها؛
عباس؛ علمدارِ حسين...



دانلود مداحی

این هم بخوانید و بشنوید، خوب است

برچسب‌ها: محرم, مداحی
ادامه مطلب
[ جمعه یکم آذر 1392 ] [ 20:46 ] [ نجوا ]

چه یکدست و مرتب بود باران
دلی از غم لبالب بود باران

رها، یک ریز، با احساس، انگار
دو قطره اشکِ زینب بود باران

دسته سینه زنی زیر باران

سید حبیب نظاری
"از این دست"
عنوان از دو بیتی دیگری از همین شاعر
برای باران این شب ها و محرم

برچسب‌ها: باران, محرم, عزاداری های حسینی
[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 23:33 ] [ نجوا ]

 هر صبح، بی حسین، شام غریبانِ زینب است..

  

 

 

 * دارم از چهارراه ولیعصر رد می‌شوم که صدای تعزیه‌خوان‌هایِ پارک دانشجو تکانم می‌دهد. یادِ کاروان عاشوراییان می‌افتم. کاروانی که حالا بدل شده است به کاروان اُسرا.. کاروانی که قافله‌دارش، حالا، بانویی‌ست قدخمیده و برادر از دست داده. یاد این جمله‌ی معروف می‌افتم، که «زینب جان.. شرمنده‌ایم که بهای حسینی شدن ما بی‌حسین شدن تو بود» نمِ اشکی چشمانم را تار می‌کند. زیرِلب زمزمه می‌کنم: هر صبح، بی حسین، شام غریبانِ زینب است..

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 17:0 ] [ امیر مهنا ]

به سر و سینه بزن؛ بگو یا ثارالله
وعدۀ ما کربلا؛ ان شاءالله...

 

* یک مداحی ای ست که در مسیر کربلا میخواندند همراهان... حس خاصی ست برایم...
    
   با مدد از زینب، دشت غاضریه ... وعدۀ ما روی تل زینبیه
       با مدد از عباس، با دلی پر احساس ... وعدۀ ما در کنار کف العباس
       با مدد از اکبر، با دلی پر آذر ... وعدۀ ما زیر پای شاه بی سر
       با مدد از اصغر، روی دست بابا ... وعدۀ ما در کنار قبر سقا...

* یک ماه پر شد از بعد از روزهای خوبِ در حرم....

* عنوان هم از یک نوحه قدیمی تر (بشنوید)

* تصویر از اینجا


برچسب‌ها: محرم, عزاداری های حسینی, یا اباعبدالله, مداحی
[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 13:58 ] [ نجوا ]

دستی به زلف دسته ی زنجیرزن بکش
آشفته ام میان صفوف منظّمی....

زنجیر زن

 

سعید بیابانکی
کامل غزل در ادامه مطلب
همراهی تصویر و شعر از اینجا


برچسب‌ها: محرم, عزاداری های حسینی, یا اباعبدالله
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 13:29 ] [ نجوا ]

کسی
به سمت
عمو
با
عمود
می آید
...

عمو... عمود

نادر حسینی

* نوشته بود: در لغتنامه ها عمو روی سر عمود است اما در کربلا...

* آخ از این تکه و آن مصرعِ بالا... :((

* برای ظهر روز نهم و حضرت عباس علیه السلام...


برچسب‌ها: یا قمر بنی هاشم, محرم
[ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392 ] [ 12:34 ] [ نجوا ]

ای ساقی لب تشنه گان
بر کام ما آبی رسان
بر کام ما آبی رسان...

ما جمله محتاج تو اییم
ریزه خور خوان تو اییم...

 

* از مداحی های قدیمی
*
برای شنیدن
* شب نهم، شب سقای کربلا
*


برچسب‌ها: یا قمر بنی هاشم, مداحی, محرم
[ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 ] [ 19:8 ] [ نجوا ]

چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده؟!
چه کنم با تو و با بردن این پیکرها؟!

آیه ات بخش شده آینه ات پخش شده
علی اکبر من شد علی اکبرها

گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم
بر زمین باز بماند طرف دیگرها

با عبای نبوی کار کمی راحت شد
ورنه سخت است تکان دادن پیغمبرها...

وای علی اکبرم

 علی اکبر لطیفیان
انصافاً این شعر عالی ست. کاملش را حتماً بخوانید 

 

* شبِ هشتم، شبِ حضرتِ علی اکبر علیه السلام

* عنوان از شعرِ خوب سیدحمیدرضا برقعی، مانده بودم کدام یک از این دو شعر را همراه تصویر کنم که این شد، ولی دلم نمی آید چند بیت آخر شعر برقعی را نیاورم... دل آشوب میکند...
               پدرت آمده در سینه تلاطم دارد ... از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
               گوش کن خواهرم از سمت حرم می آید ... با فغان پسرم وا پسرم می آید
            مثل آیینۀ در خاک مکدر شده ای ... چشم من تار شده؟یا تو مکرر شده ای؟!
           من تو را در همۀ کرب و بلا می بینم ... هر کجا می‏نگرم جسم تو را می بینم
          ارباْ اربا شده چون برگ خزان می ریزی ... کاش می شد که تو با معجزه ای برخیزی
           مانده ام خیره به جسمت که چه راهی دارم؟! ... باید انگار تو را بین عبا بگذارم...
كاملش را بخوانید و بشنویدش با صدای خود سيدحميدرضا برقعى...

* این بیت "عارفه دهقانی": غزل چگونه بگویم ز قطعه های تنت؟! ... که بیت بیت تو از پیکرت جدا شده است

روضۀ جناب علی اکبر علیه السلام که حقاً خوب روضه ای ست...
                         بیش از این بابا دلم را خون مکن ... زادۀ لیلا مرا مجنون مکن
                  گه دلم پیش تو گاهی پیش اوست ... رو که در یک دل نمیگنجد دو دوست
...

* این را هم که روضه خوان های قدیمی میخواندند، عجیب دل آدم را کباب میکند:
                                جوانان بنی هاشم بیایید ... علی را بر در خیمه رسانید
                            خدا داند که من طاقت ندارم ... علی را بر در خیمه رسانم...

‏* زبان به روضه چرا وا کنم؟ همین کافی ست ... مباد شاهد جان دادن پسر، پدری (سجادسامانی)‏ 

* می‌گفت نگویید روضۀ علی اکبر؛ بگوید روضۀ جان دادن حسین علیه السلام...  * وای علی اکبرم... نور دو دیده ترم...


برچسب‌ها: یا اباعبدالله, حضرت علی اکبر علیه السلام, محرم, مداحی
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیستم آبان 1392 ] [ 23:44 ] [ نجوا ]

می‌رسد ناله آن مادر عاشورایی
زیر لب زمزمه دارد: "پسرم لالایی

کمی آرام که صحرا پُرِ گرگ است علی
و خدای من و تو نیز بزرگ است علی

می‌روی زیر عبای پدرت آهسته
کودک من به سلامت سفرت، آهسته

پسرم می‌روی آرام و پر از واهمه‌ام
بیش تر دل نگرانِ پسر فاطمه‌ام

پسرم شادی این قوم فراهم نشود
تاری از موی حسین بن علی کم نشود

تیر حس کردی اگر سوی پدر می‌آید
کار از دست تو، از حلق تو برمی‌آید

خطری بود اگر، چاره خودت پیدا کن
قد بکش حنجره‌ات را سپر بابا کن"

آه بانو! چه کسی حال تو را می‌فهمد؟
اصغر از فرط عطش سوخت، خدا می‌فهمد

طفل شش ماهه

 

سیدحمیدرضا برقعی

* السلام علی الرضیع الصغیر...

* شبِ هفتم، شبِ باب الحوائجِ شش ماهه، حضرت علی اصغر علیه السلام...

* بیتِ دل دادنی:
                 طفل ِشش ماهه تبسم نكند، پس که كند؟ ....  آنكه بر مرگ زند خنده، على اصغر توست‏...

* از تکه نوحه خوانی:
                غم مخور ای کودک خاموش من...قتلگاه ت میشود آغوش من...

* شعر را کامل گذاشتم چون خوب است... حرف خانوم رباب... که چه قدر این زن بزرگوار بوده...که میگن بعدتر و توی مدینه و در روز زیر سقف نمیرفته میگفته بدن پسر رسول خدا زیر آفتاب بوده اونجور...

* این مداحی هم قدیم تر شنیده بودم؛ خووب بود:
                پرستوی سپیدم! پر مزن مرو مادر... دل از تو نبریدم، دل مکن مرو مادر...

* همراهی تصویر و شعر از اینجاست، اما این شعر هم خواندنی بود.


برچسب‌ها: حضرت علی اصغر علیه السلام, یا اباعبدالله, محرم, مداحی
[ یکشنبه نوزدهم آبان 1392 ] [ 23:52 ] [ نجوا ]
*جان به قربان تو اى كُشته كه خود فرمودى
مرگ ِ با نام به از زندگى ِ ننگين است*

* خیلی التماس دعا...


برچسب‌ها: با کاروان عاشوراییان, یا اباعبدالله, دلتنگی
[ یکشنبه نوزدهم آبان 1392 ] [ 2:1 ] [ لیلا ]

به جز هوای تو و شانه‌های آرامت
برای گریه مگر جای دیگری هم هست؟

گريه در هيئت عزا

سعید بیابانکی
کامل شعر
عنوان از این شعر
همراهی شعر و
تصویر از اینجا


برچسب‌ها: محرم, گریه, عزاداری های حسینی, یا اباعبدالله
[ شنبه هجدهم آبان 1392 ] [ 9:51 ] [ نجوا ]
دل را به بال شال عزا بسته ام مگر 
یک شب ببینمش که روی گنبد طلاست...

نشسته بر عزای حسین علیه السلام
حسن لطفی

 

* از مداحی ای به خاطر داشتم ش، اما یادم نیامد چه کسی خوانده بود، اما بعد يافتم. این است. به نظرم بشنوید حتما و اگر نشد هم لااقل توی ادامه مطلب کاملش را بخوانید، حس خوبی ست...


برچسب‌ها: محرم, عزاداری های حسینی, یا اباعبدالله, مداحی
ادامه مطلب
[ جمعه هفدهم آبان 1392 ] [ 20:36 ] [ نجوا ]



اين خاک به خون عاشقان آذين است
اين است در اين قبيله آيين ، اين است

زاين روست که بي سوار برمي گردد
اسب تو که زين و يال آن خونين است


[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 1:31 ] [ م.ب ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اشعار و گفته های اشخاص؛ درهنگام تداعی شان در فضایِ خیال، انگیزه ای شد برای افتتاحِ این بلاگ...
موضوعات وب
برچسب‌ها وب
تو (411)
عشق (149)
رفتن (122)
امید (78)
من (65)
غزل (56)
درد (51)
دریا (45)
گل (40)
باد (39)
گریه (34)
برف (33)
محرم (33)
چای (32)
گیسو (31)
غم (30)
سبز (28)
ماه (26)
شب (24)
جاده (23)
ماهی (23)
چتر (22)
چشم (21)
انار (21)
آغوش (21)
درخت (19)
دل (19)
مرگ (19)
مادر (15)
اشک (15)
نگاه (14)
کافه (14)
برگ (13)
سیب (13)
خیال (13)
موج (12)
خدا (12)
فراق (12)
دوری (11)
خواب (10)
جنگ (10)
آرزو (10)
نامه (10)
رقص (8)
آب (8)
قفل (7)
لینک های مفید