|
Pic & Poem شعر و تصویر
| ||
|
هیهات تا که از نظرم رفت دلبرم ![]() بیدل ت.ن: در خرم آباد و بعضی شهرهای دیگر، روز عاشورا، حوضچه های گِل آماده میکنند که مردم اول صبح، خودشان را به آن آغشته میکنند و بعد هم کنار آتش می ایستند تا خشک شوند و طی روز، مراسمات و دسته ها و سینه زنی ها... حرکت برایم جالب بود... این خاک بر سر شدن را نشان دادن، این شور و این حس... پ.ن: جرقه این پست، اینجا خورد. برای عصر عاشورا ست، هرچند دیرتر دارد فرصت بروز پیدا میکند، اما زمانش درست خواهد خورد.
موضوعات مرتبط: بیدل دهلوی، با کاروان عاشوراییان، مذهبی برچسبها: محرم, عزاداری های حسینی, شعر کلاسیک [ یکشنبه پنجم آذر 1391 ] [ 20:30 ] [ نجوا ] شير، بي واهمه از خيمه به راه افتاده ناگهان لرزه بر اندام سپاه افتاده كيست اين مرد كه ميتازد و طَف ميلرزد زير سُمها، تن يك دشت چو دَف ميلرزد ![]() ابراهیم قبله آرباطان موضوعات مرتبط: با کاروان عاشوراییان برچسبها: حضرت ابوالفضل علیهالسلام ادامه مطلب [ جمعه سوم آذر 1391 ] [ 20:7 ] [ حمید ]
پیچیده شمیمت همه جا ای تن بی سر چون شیشه ی عطری که درش گم شده باشد.... موضوعات مرتبط: سعید بیابانکی، با کاروان عاشوراییان ادامه مطلب [ سه شنبه سی ام آبان 1391 ] [ 1:13 ] [ زهرا جی ] آقا سلام! ماه محرم شروع شد
"باز این چه شورش است و چه ماتم" شروع شد آقا سلام! تحفه اشکی به من دهید ماه گدایی من و چشمم شروع شد یادم نرفته است نگاه شما به ما از گریه های ماه محرم شروع شد قد قامت الحسین که تشنه شهید شد شد قامت العزا غم عالم شروع شد... ![]() موضوعات مرتبط: رحمان نوازنی، با کاروان عاشوراییان، مذهبی برچسبها: محرم, عزاداری های حسینی ادامه مطلب [ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 23:48 ] [ نجوا ]
گفته بودی دلت برای قمریان بیقرار کوچه تنگ است هی ماه من، فدای تن تشنه و دل تنگت ننه میگوید دیروز هم کسی لابلای شنهای کربلا سراغ یک کوزه را میگرفت اما تو خیلی دور و من دورتر و کلید معجزه مفقود... شاید برای چشمه شدن مجال و امان نمانده باشد حسن صلح جو موضوعات مرتبط: با کاروان عاشوراییان [ جمعه بیست و ششم آبان 1391 ] [ 13:59 ] [ م.ب ] من گریه میکنم که تماشا کنی مرا ![]() موضوعات مرتبط: قاسم نعمتی، با کاروان عاشوراییان، مذهبی برچسبها: حج, انتظار, محرم ادامه مطلب [ پنجشنبه چهارم آبان 1391 ] [ 18:25 ] [ نجوا ] هزاران چشم اشک آلود، باران
سیدحبیب نظاری موضوعات مرتبط: سیدحبیب نظاری، با کاروان عاشوراییان برچسبها: باران, گریه [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 1:36 ] [ نجوا ] عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم در خاک شد صد غنچه در فصل شکفتن دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
حتی خیال نای اسماعیل خود را بی دست و پاتر از دل خود کس ندیدیم
موضوعات مرتبط: قیصر امین پور، با کاروان عاشوراییان برچسبها: اربعین, عاشورا [ شنبه بیست و چهارم دی 1390 ] [ 0:9 ] [ م.ب ]
در وسعتِ شب سپیده ای آه کشید
میلاد عرفانپور
* مصرع آخر شعر
را که میخوانم، در ذهنم بلند میخوانند:
سری به نیزه بلند است در برابر زینب/ خدا کند که نباشد سر برادر زینب... ای وای من... امان از دل زینب... * عنوان با توجه به یک نوحه قدیمی ست که در شام غریبان با نوای مخصوصی زمزمه میشود و سوز خاصی دارد: شام غریبان حسین امشب است... ساربان! ساربان! این شتران را تو به تندی مران... ساربان! ساربان! طفلِ یتیمی ز حسین گم شده... ساربان! ساربان! قامتِ زینب ز غمش خم شده... ساربان! ساربان! موضوعات مرتبط: میلاد عرفان پور، با کاروان عاشوراییان [ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 0:55 ] [ نجوا ]
ذوالجناح آمد، بدون عشق بود
دست و
پايش، پر ز زخم تير بود
بچه ها از خيمه بيرون ريختند ذوالجناح! ای اسب بابا! آمدی؟ * شعر را ترکیبی آورده ام، تکه ی ابتدایی را از شعر جعفر ابراهیمی (شاهد) گرفتم که میتوانید کاملش را از اینجا
بخوانید. تکه ی پایینی هم از اینجا بیابید.
* عنوان از رباعی ای از ابراهیم درویشی:زمان بر باغبان خون گریه میکرد/ زمین هم بی امان خون گریه میکرد و وقتی اسب او بی صاحب آمد/ تمام آسمان خون گریه میکرد * تصویر هم که اثر معروف استاد محمود فرشچیان. موضوعات مرتبط: با کاروان عاشوراییان [ چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 ] [ 0:37 ] [ نجوا ] پس با زبان پر گله آن بضعة
الرسول این كُشتۀ فتاده به هامون؛ حسین
توست
این نخل تر كز آتش جان سوز
تشنگى این ماهى فتاده به دریاى خون كه
هست این غرقۀ محیط شهادت كه روى
دشت این خشك لب فتاده دور از لب
فرات این شاه كم سپاه كه با خیل اشک و
آه این قالب طپان كه چنین مانده بر
زمین محتشم کاشانی * شرمنده اگه ابیات این ترجیع بند را زیاد استفاده کرده ام، شاید چون دلم خواسته، کم حوصله هایی مثل خودم هم که حوصله نمیکنند دوازده بند را یکجا بخوانند، اینطور خورد خورد بخوانند لااقل. * عنوان برگرفته از شعر "خود را برسانید که داغ است خبرها"ِ حسن بیاتانی. * و زینب سلام الله علیها در روز عاشورا فرمود: موضوعات مرتبط: محتشم کاشانی، با کاروان عاشوراییان [ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 17:2 ] [ نجوا ] بوی پیراهن خونین کسی می
آید
موضوعات مرتبط: مهدی جهاندار، با کاروان عاشوراییان برچسبها: محرم ادامه مطلب [ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 16:45 ] [ نجوا ] موضوعات مرتبط: حضرت حافظ، شنیــدنــــی، با کاروان عاشوراییان [ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 11:38 ] [ نجوا ] بودند دیو و دد همه
سیراب و میمکید
از آب هم مضایقه کردند
کوفیان محتشم
کاشانی
* کامل
ترجیع
بند را از اینجا بخوانید
که این از بند دوم است. * عنوان برگرفته از این لالایی. * نوای "بر لب دریا لب دریادلان خشکیده است" با صدای کویتی پور هم شنیدنی ست. موضوعات مرتبط: محتشم کاشانی، با کاروان عاشوراییان [ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 ] [ 11:20 ] [ نجوا ] تا که قلب لشگر دون را شکافت زینب آن سو مضطرب قلبش گداخت صف زد و شمشیر حق بر خصم دون بر زمین افتاده اند و آه فزون تا که سنگی روی پیشانی نشست خون جهید آقا به صورت برد دست ارمله بنشست ،کمانش را کشید تیر او در سینهء مولا دوید از قفا بیرون کشید آن تیر غم خون روان از جایگاه پیر هم نیزه ای از پشت تن را بوسه داد از جلو بیرون ،سپس از زین فتاد صورتش محکم بروی خاک خورد بر لبش بسمه له به الله بود ضربتی بر دست چپ آمد فرود آن دگر بر گردنش زد با عمود پس به شمشیر تکیه کرد و ایستاد قوم دون را همچنان اندرز داد نیزه ای دیگر به پشتش شد فرود کرد بیرون و به زد از روبرو ناگهان تیری گلویش را درید از گلوی پاک او خون می جهید هی زجا برخاست هرکس ضربه زد هی فتاد و کربلا را بوسه زد ضربتی بر روی دندانها زدند آتش غم بر دل و جانها زدند مالک ابن نصر کندی پیش بود در پی اش خولی کافر کیش بود یک نفر دستار او را باز کرد یک نفر پیراهنش را ساز کرد آن دگر تا دست و انگشتر بدید بی درنگ انگشت آقا را برید بعد از آن شمر لعین آمد زراه آن طرف زینب دوان تا قتلگاه شمر کافر از قفا سر را برید روبرو زینب ،دل از مولا برید حائلی از اشک تا مقتل فتاد گوئیا زینب همانجا جان بداد سر بروی نیزه لشگر شادمان روبروشان در حرم آه و فغان تیره شد خورشید در ظهر بلا باد سرخی می وزید در کربلا کوفیان کف می زدند و هل هله از حرم تا قتلِگه در ولوله یا اخا آیا تو هستی این چنین؟ پس چرا بی سر فتادی بر زمین؟ یا اخا جان در لحیم همچون نی است با که گفتی یا اخا ادرکنی است؟ یا اخا بین خیمه را آتش زدند این لعینان قوم دون اند و بدند لب به رگهای بریده می نهاد از مکان تا لا مکان فریاد داشت این حسین است بر زمین افتاده است قطرهء آبی به او کس داده است؟ + دل میخواهد شنیدن و خواندن این اشعار...(+) از آلبوم مولای عشق علیرضا عصار...
موضوعات مرتبط: شنیــدنــــی، با کاروان عاشوراییان [ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ] [ 23:59 ] [ م.ب ] مردی کنار رود زانو زد، چه مردی
* عنوان برگرفته از این مداحی ست که نوای خوبی دارد و شنیدنی ست. میتوانید از اینجا دانلود کنید. موضوعات مرتبط: عظیم زارع، با کاروان عاشوراییان ادامه مطلب [ دوشنبه چهاردهم آذر 1390 ] [ 23:47 ] [ نجوا ] ![]() به سینه می زَندَم سر دلی که کرده هوایت ... حسین منزوی * موسیقی بلاگ با نام عمق فاجعه از البوم نینوا ساخته حسین علیزاده برای شنیدن (+)
موضوعات مرتبط: حسین منزوی، شنیــدنــــی، با کاروان عاشوراییان [ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 22:49 ] [ م.ب ] آن شب چه شبی بود که دیدند کوکب نظم تو پراکنده و اردوی تو ویران و آن روز که با بیرقی از یک تن بی سر تا شام شدی قافله سالار اسیران تا باغ شقایق بشوند و بشکوفند باید که ز خون تو بنوشند کویران
موضوعات مرتبط: حسین منزوی، با کاروان عاشوراییان ادامه مطلب [ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 21:14 ] [ م.ب ] [ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 8:51 ] [ نجوا ] [ شنبه دوازدهم آذر 1390 ] [ 8:47 ] [ نجوا ] لبريز آه و ندبه و غم گريه ميکنم
دلتنگم و به ياد حرم گريه ميکنم شايستة زيارت شش گوشه نيستم اين روزها به حال خودم گريه ميکنم ![]() تا تلّ زينبيّه و گودال قتلگاه تا خيمه ها قدم به قدم گريه ميکنم با علقمه، به يادت لبت آب ميشوم با روضه هاي مشک و علم گريه ميکنم حتي اگر که خون بچکد از نگاه من هر صبح و شام دم همه دم گريه ميکنم گفتند چشم خواهرت از دست رفته بود معلوم شد براي تو کم گريه ميکنم يوسف رحيمي
موضوعات مرتبط: با کاروان عاشوراییان [ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 14:44 ] [ مشتاق ] فریاد بزن که کربلا ماتم نیست
رضا اسماعیلی موضوعات مرتبط: با کاروان عاشوراییان [ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 21:8 ] [ مشتاق ]
خوشا از دل نم اشکی فشاندن * با صدای خود قيصر از اینجا و
با صدای علیرضا افتخاری، از اینجا
دانلود کنید و بشنوید. موضوعات مرتبط: قیصر امین پور، شنیــدنــــی، با کاروان عاشوراییان ادامه مطلب [ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 15:5 ] [ عطی ] این صدای تپش قلبم نیست
موضوعات مرتبط: ناشناس، شنیــدنــــی، با کاروان عاشوراییان [ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 11:29 ] [ نجوا ] آقا منم؛ گدای قدیمیِ این درم
خوبم
شناختید؛ منم بی حیا گدا * کامل شعر را در ادامه مطلب بخوانید. موضوعات مرتبط: مهدی بقایی، با کاروان عاشوراییان ادامه مطلب [ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 23:45 ] [ نجوا ] آن کشته که بردند به یغما کفنش را تیر از پی تیر آمد و پوشاند تنش را خون از مژه میریخت به تشییع غریبش
پیراهنی از نیزه و شمشیر به تن کرد زیباتر ازین چیست که پروانه بسوزد؟!
موضوعات مرتبط: فاضل نظری، با کاروان عاشوراییان [ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 21:31 ] [ م.ب ] [ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 21:18 ] [ گالیا ] او وفای عهد را با سَر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دو تا دارد حسین ![]() پ.ن. متن کامل شعر در ادامه مطلب
موضوعات مرتبط: شهریار، با کاروان عاشوراییان ادامه مطلب [ چهارشنبه نهم آذر 1390 ] [ 14:25 ] [ مشتاق ] ![]() باور نکن تنهاییت را من در تو پنهانم تو در من ازمن به من نزدیکتر تو ازتو به تو نزدیکتر من تا یک دل و یک درد داری تا در عبور از کوچه ی عشق بر دوش هم سر می گذاری دل تاب تنهایی نداردباور نکن تنهاییت را هرجای ای دنیا که باشی من با توئم تنهای تنها حتی اگر با هم نباشیم حتی اگر یک لحظه یک روز با هم در این عالم نباشیم با هم در این عالم نباشیم این خانه را بگذار و بگذر با من بیا تا کعبه ی دل باور نکن تنهاییت را من با توئم منزل به منزل ترانه سرا: اهورا ایمان از البوم بی واژه محمد اصفهانی * این روزها همه چیزرا، از زبان حال زینب (س) میشنوم!
موضوعات مرتبط: شنیــدنــــی، با کاروان عاشوراییان [ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 13:34 ] [ م.ب ] من از حسینُ منّیِ پیغمبر خدا
* توصیه میکنم کامل شعر را حتما در ادامه مطلب، بخوانید. موضوعات مرتبط: علی زمانیان، با کاروان عاشوراییان ادامه مطلب [ سه شنبه هشتم آذر 1390 ] [ 10:55 ] [ نجوا ] |
||
| [ تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است ] | ||