انتظار

روزی دوباره ما کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبائی را خواهد گرفت
روز که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است.
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه نیست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
روزی که آهنگ هر حرف زندگی است
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست وجوی قافیهنبرم.
روزی که هر لب ترنه ایست
تا کمترین سرود بوسه باشد.
روزی که تو بیائی برای همیشه
و مهربانی با زیبایی یکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوتر هایمان دانه بریزیم...
ومن آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که دیگر
نباشم.
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 12:53 توسط ایو
|