ماه

ماه

شبی اما

ماه تنها شبیه خودش بود

و آسمان از سر بیکاری

داشت صورتش را باد می زد...

دوستت نمی داشتم چه می کردم؟

دنیا برای ادامۀ زندگی

توجیه شاعرانه ای می خواست...

لیلا کردبچه

پنجره اتوبوس و ...‏

مسافر کناری ام که پیاده شد
پنجره ای گیرم آمد
باقی مسیر را
گـ
ر
یـ
سـ
تـ
م
...‏

مسافر در اتوبوس

لیلا کردبچه

* فکر میکنم، اگر پنجره های اتوبوس، زبانی برای سخن گفتن داشتند، چه چیزهایی برایشان مهم تر بود که بگویند...
به گمانم از سرهای سپرده شده به شیشه ها و اشک های بی صدا جاری شده، درد بیشتری حس کرده اند...

+ اینجا هم، با این عکس

سردمه و نه شالی هست، نه...‏

من سردم است
و تمام رنگ های گرم دنیا را
زنان دیگری
شال گردن بافته اند...‏‏

بیا دنیا را عوض کنیم

گاهی
تنها دو نفر می‌توانند
تمام دنیا را پشت میز كافه‌ای
مثل یك حبه قند در فنجانی چای
به هم بزنند...

ادامه نوشته

دیر فهمیدن یا زود یادگرفتن؟؟

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/547428_474682959214422_253623609_n.jpg

زن
زاییده نمی شود
ساخته می شود
و دختری که صدای گریه های عروسک تازه اش
از تمام شریان هایش عبور می کند
چه دیر می فهمد اگر گل های چادر مادرش را
محکم تر بو می کرد
هیچ وقت گم نمی شد
و چه زود یاد می گیرد لالایی های تازه اش را
باید خرج آجرهای خانه اش کند
تا مدادهای رنگی دخترش
سقف ها را با درد کمتری روی دیوارها بکشند

لیلا کردبچه

ادامه نوشته

یاد تمام روزهای رفته...که نیامدی

http://fotos.persiangig.com/AllFoto.ir/FotoPic.ir/Fotos.Blogfa.Com/Pics.3/AllFoto.ir_1544.jpg


گفتی می‌آیی
و یاد اخبار هواشناسی افتادم
که لذت باران‌های بی هنگام را می‌برد
گفتی می‌آیی
و یاد تمام روزهایی افتادم
که بیهوده چتر برداشته بودم




لیلا کرد بچه، صدایم را از پرنده های مرده پس بگیر

نگران نباش

نگران من نباش!

بهتر از این نمی شوم،

دیگر هیچ وقت بهتر از این نمی شوم...

لیلا کرد بچه