بخشش

چرا همگان را نبخشم

چرا از خاطرم نبرم زخم ها را

من که فراموش خواهم کرد

نشانیِ خانه ام

چهره‌ی کودکم

و تلفظِ نامم را از دهانت


و شعله که بر باد خواهد رفت


بغض ِ سپيد ....



بر جاده خالي برف مي بارد
و برف پاك كني 
ديوانه وار 
به اين سو و آن سوي ِ جدار گلو 
مي كوبد.
در گلويم ،بر نام ِتو برف مي‌بارد


نازنین نظام شهیدی




پر كن پياله را
كين جام ِ آتشين
ديريست 
ره به حال ِ خراب ِ من نمی برد...  


فریدون مشیری


*  ما با اينم يه روز مست ميشديم!

میوه جات خوشمزه...‏

در میان میوه جات خوشمزه
شاه انگور است و سلطان خربزه...‏

میوه جات خوشمزه


ت.ن1: بچه تر که بودیم، خیلی وقت ها، وقت خوردنِ میوه های تابستانه، آقاجان یا مادر، این شعر را برایمان میخوانند. گفتم این آخر تابستانی، حیف است یادی از میوه جات نشود و این شعر توی این وبلاگ نیاید! هم فضای وبلاگ کمی متفاوت تر شود، هم چشم ها با یک عکس قدیمی نه چندان حرفه ای منور شوند ;)

ت.ن2: اما توضیح شعر اینکه: "اشرف الدین حسینی"، مدیر روزنامه "نسیم شمال"، در بحبوحه اختلافات در زمان مشروطیت، شعری با مضمون جنگ میوه جات می سراید که من یک بیت ش را اینجا آوردم، کاملش را در اینجا بخوانید.

زیر خط نقطه چین

لحظه های با تو بودن ‚ یادمه صحنه به صحنه
رختی از ترانه دارم ‚‌ واسه این بغض برهنه

فاصله چن تا قدم بود ‚ نه هزار سال نوری
تو نخواستی که بمونی ‚ حالا نزدیکی و دوری


 دوری اما پیش رومی ‚ ای دلیل خوب تکرار
 تویی عکس برگ آخر ‚ رو تن کبود دیوار

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/399616_418999051489585_1557282107_n.jpg


ای نفس ساز همیشه
 با تو بی قفس ترینم

بی تو حبسی سکوتم
زیر خط نقطه چینم 

یغما گلرویی

دیوار سکوت

روزی دل من که تهی بود و غریب
 از شهر سکوت به دیار تو رسید

 در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصه ی مهر تو شنید

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/8.jpg

چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید

در سینه ی سردم ، این شهر سکوت
دیوار سکوت به صدای تو شکست


اردلان سرافراز

...

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/Classic%20%281%29.jpg

اگر دیگر همه از آب گل آلود ماهی میگیرند،
از بدیشان نیست،
آبهای تمیز دیگر ماهی ندارند...

لیلا صادقی

عاریه از که بود گل های پیرهنت؟!

بانو!
آن پیرهن قــرمــز پولک دارت را بپوش
و مثل یک ماهی
به آغوش من بیا
من هنوز دریا دریا
تو را دوست دارم ...

مهشید سادات

بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار*

گفتی که
رفته رفته چو عمر
آیمت به سر

عمرم زدیر آمدنت
رفته رفته
رفتــــ....

محتشم کاشانی

*بی عمر
زنده‌ام من و این
بس عجب مدار

روز فراق را
که نهد در شمار عمر؟!

حافظ شیرازی (+)

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم...

می خواهم

گوش باد را بگیرم

كه این همه دور موهایت نپیچد

وبا زندگی ام بازی نكند.

تو هم كاری بكن

مثلا دكمه پیراهنت را ببند

مثلا دامنت را جمع كن

و فكر كن پیاده رو خیس است...

 

"غلامرضا بروسان"

پ.ن: عنوان مصرعی از سعدی.

شمشیر قلم


نالم از دست تو ای ناله که تاثیر نکردی     گر چه او کرد دل از سنگ تو تقصیر نکردی

شرمسار توام ای دیده ازین گریه خونین     که شدی کـور و تماشای رخـش سیــر نکردی

ای اجل گر سـر آن زلف درازم به کف افتد     وعده هم گـر به قیـامـت بنهی دیـر نکردی

وای از دست تـو ای شیوه عاشـق کش جانان     که تـو فرمان قضا بودی و تغییـر نکردی

مشکل از گیر تو جان در برم ای ناصح عاقل     که تو در حلقه زنجیر جنون گیر نکردی

عشق همدست به تقدیر شد و کار مرا ساخت     برو ای عقل که کاری تو به تدبیر نکردی

خوشتر از نقـش نگارین من ای کلک تصور     الحق انصاف توان داد که تصویر نکردی

چه غروریست در این سلطنت ای یوسف مصری     که دگر پرسش حال پدر پیر نکردی

شـهـریـارا تـو به شـمشــیر قـلم در همه آفاق     به خدا ملک دلی نیـست که تسخیر نکردی


از مرقدت دری به جنان باز می شود

روی در حریم تو زیبا نوشته اند:
"اینجا حریم دختر پیغمبر خداست

اینجا به احترام قدم نه - که از شرف
گیسوی حور و بال ملک فرش زیر پاست 

اینجا مس تو را به نگاهی طلا کنند 
تا اسم اعظم است چه حاجت به کیمیاست"

حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها

علی اکبر لطیفیان

‏* کامل شعر را از اینجا بخوانید و تصوير با كيفيت بالا را از اينجا ببينيد.

* عنوان هم برگرفته از شعری از یوسف رحیمی ست.

* اصل انتخاب هم با ايشان بوده :)

تو به عبارت ِ دیدار

دیگران
راه رفتن ت را می‏‏بینند
من
رفتن ات را

رفتن

علیرضا روشن

* عنوان پست، عنوان خودِ شعر است. اگر این عنوان نبود، با توجه به فضای تصویر، حتما این طور تیتر میزدم:

                  این بوی عطر توست که بر جای مانده است...

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد*‏

چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم
تمبر و پاکت هم هست
و یک عالمه حرف
کاش کسی جایی منتظرم بود...

نوشتن

ساره دستاران

* عنوان نام کتابی ست از آناگاوالدا که قبل تر توضیحی راجع بهش، اینجا آورده ام.

دنياي ِ "ما"  ، دنياي ِ ديگري است....


بیرون،
جنگ خاموشی و فراموشی‌‌ست.

با من
درون همین شعر بنشین.
من از عاشقانی می‌گویم
که نداشتم،
تو از سفرهایی بگو که نرفتی.

بيرون
آدم ميكشند...


مژگان عباسلو

پاییز بهاریست که عاشق شده است!

تلخ است
که لبریز حقایق شده است
زرد است
که با درد موافق شده است

  شاعر نشدی
 وگرنه می‌فهمیدی
 پـــایـیـز بهاریست که عاشق شده است!

میلاد عرفان پور

مرتبط با اینجا (+

باز هم کنار هم خواهیم بود...

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/523309_438004876251363_745312938_n.jpg


پاییز آمده است پشتِ پنجره
بیا برویم کمی قدم بزنیم.
نگران نباش
دوباره بازمی‌گردانمت
به قاب عکس ..

رضا کاظمی

شور و حال کودکی برنگردد دریغا...

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/296411_438037846248066_1847969468_n.jpg


یادم آمد

شوق روزگار کودکی

مستی بهار کودکی

یادم آمد

آن همه صفای دل که بود

خفته در کنار کودکی

رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت

آسمان جلال دیگر پیش من داشت.

شور و حال کودکی برنگردد دریغا

قیل و قال کودکی بر نگردد دریغا...


+شنیدنی با صدای
استاد افتخاری

ادامه نوشته

مرا به نام کوچکم صدا بزن*

بی‌صدا
فرو می‌ریزم
زیر حجمی از سکوت‌ت
یک بار دست ِ کم

مرا به نام کوچک‌م
صدا بزن!
... 

برگرفته شده از وبلاگ شبگرد

پ.ن: عنوان از عمران صلاحی
پست های مرتبط با آن (+)، (+)

با خنده کاشتی به دل ِ خلق «کاش ها»

با خنده کاشتی به دل ِ خلق «کاش ها»
با عشوه ریختی نمکی بر خراش ها

گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش!
معشوقه بودن است و «بریز و بپاش» ها



حسین زحمتکش
شعر کامل در ادامه مطلب
ادامه نوشته

مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای*

مریز دانه
که ما خود
اسیر دام توایم

ز صید طایر بی بال و پر
چه می خواهی؟


رهی معیری
همراهی شعر و تصویر از اینجا (+)
* عنوان از حافظ، شنیداری را از اینجا بشنوید (+) اما غزل صحیح و کامل را از اینجا بخوانید (+)

خيال ِ تو...

به "تو" فكر ميكنم

و بهاري در خيالم مي‌رويد

چون پيامبر ِ كوچك ِ رانده از درگاهي ميشوم،

تنها، بي كتاب، بي پيروان

تبعيد شده به صحرايي دور

كه نامت را كه مي آورم

هنوز معجزه اي اتفاق مي افتد.

.

.

دلنوشته


سكونی ابدی....


تا فنا در هیج جا آرام نتوان یافتن

هر چه جز منزل در این وادی است، یکسر جاده است


گوهر ِ ما کاش از ننگ ِفسردن خون شود

می رود دریا ز خویش و موج ِ ما اِستاده است

 

بی‌دل 

حالا باز بگو توهم...



43167.jpg (497×332)

حالا دوباره بگو: 
توهم توطئه است!
تمام شواهد نشان می‌دهد
شهر؛ قصد ِ جان مرا کرده. 
گیرم
ویرانی آن کوچه حادثه بود
و به ایستگاه رسیدن قطار
تقدیر.
ویولون نواز ِ دوره‌ گرد را
چه می‌گویی؟
آن هم در هجوم یک غروب ِ بی عابر!

* همراهی شعر و تصویر از اينجا آمده است.

میخواهم بدانی...

mahi-hoze-firooze.jpg (448×336)

بگذار ندانند که رگبار ِ گریه های من،
از کجای آسمان آب می خورد!
                      ولی می خواهم تو بدانی! گُلم!
می خواهم تو بدانی!

پدر بزرگم همیشه می گفت
وقتی شبانه به کابوس ِ بی نور ِ کوچه می روی،
برای فرار از زوایای ترس
آوازی را زمزمه کن!
من همه برای پُر کردن ِ این خلوت ِ خالی ترانه می خوانم!
برای تاراندن ِ ترس!
به خدا از این کوچه های بی سلام،
                                      از این آسمان ِ بی کبوتر می ترسم!

بامها را ببین!
دیگر کسی بادبادک نمی سازد!
در دامنه ی دست  کودکان،
                           تیر و کمان حرف ِ اول را می زند!
می ترسم از هزاره ای دیگر،
نسل ِ گلهای سرخ منقرض شده باشد!
می ترسم نوه های این ماهی ِ سرخ هم
با خیال  رسیدن به دریا،
دور ِ حصار ِ همین حوض ِ نیمه پُر
بچرخند و ُ
پیر شوند و ُ
               بمیرند!

ادامه نوشته

قاصدک اما جریان ندارد در شریان هایِ خیال*

بیا
که پرده ی گلریز هفت خانه ی چشم
کشیده ایم
به تحریر کارگاه خیال

حافظ شیرازی

غزل کامل اینجا (+)

* عنوان دل نوشته ها

ديدم كه زردرويي از من نمي‌پسندي

اي همنشين ديرين،
باري بيا و بنشين
تا حال دل بگويد،
آواي نارسايم

شب‌ها
براي باران
گويم حكايت خويش
  با برگ‌ها بپيوند تا بشنوي صدايم

پ.ن: حال و هوای وجود مادر بزرگ در زندگی !

فریدون مشیری


فناي ِ خويشتن....

برگهايم ريخت بر رويِ زمين ، يعني درخت
خود به مرگ خويشتن ، راي ِ موافق مي دهد

كاظم بهمني 

بگو باز باران! بگو نم‌نمی...

تو هم مثل باران که نفرین شده‌ست
بیایی زیادی، نیایی کمی

جهان، ابر خاموش و بی‌حاصلی‌ست
بگو باز باران! بگو نم‌نمی...



مژگان عباسلو
شعر کامل در ادامه مطلب
هوا ابری است اما هوس باران ندارد (+)
ادامه نوشته

گفتند که باز روسری ات را تکانده ای!

دیوانه ی حجاب تو و چادرت شدم
اما بدون روسریم دوست دارمت 

"محمد رفیعی"


پ.ن: عنوان پست مصرعی از حامد عسکری!

فرودگاه ِ حزين.....

این موسیقی ِ اسپانیایی
که فرودگاه را به گریه انداخته،
مرا به یاد تو می‌اندازد...
عزیزم!
هیچ پروازی
به خاطرِ دلتنگی ِ مسافرش
لغو نمی‌شود...  


سارا خوشکام

می آیی یا رفته ای؟

عطر تو در هواست!
مي آيي
يا
رفته اي؟!

عليرضا روشن

خاطرات...

 سفره ام را جا گذاشته ام

زیر آن درخت بلوط

باید بر گردم اما بر گشتنی نیست

گذشته است زمان

و من در ایینه لمس می کنم

چینه های این شکست را

بر ویرانه پلکم

که فرو افتاده

در دامنه ی مه آلود دره ای سبز

 

حالا باید به تمبرهای باطله دلخوش بود

و کلکسیون ها را 

با لک های سرخابی تزیین کرد

صفحات سفید را خالی گذاشت

و بجای آن به پنجره بسته ی فردا نگاه کرد

  tumblr_m2shh6e8wa1qic9zlo1_500.gif (497×247)


فکر آن درخت بلوط را هم نکن

خودش را گهگاه با شعری

خاطره ای

طرح لبخندی

سر گرم می کند .

قول می دهم دلش از ما خوشتر است 


امیر تیکنی

فناي ِ خويشتن....


برگ‌هایم ریخت بر روی زمین؛ یعنی درخت
خود به مرگ خویشتن رأی موافق می‌دهد

كاظم بهمنی

بي واژه...

"او رفت "
و این خود 
شعر بلندی است
.
.
.
.
.

  آناهیتا کیانی



تصوير از Stéphane Berla