برگرد به من، بگرد...‏

برگرد
به برگشتن
از فاصله، دورم کن...‏


از فاصله دورم کن

ایرج جنتی عطایی


* توصیه میکنم کامل شعر را در ادامه مطلب بخوانید حتما، یا از اینجا بشنوید.


** يك شعرى هم هست، خيلى خوبه، دوستش دارم.... تصوير، كمى من رو يادش انداخت:
                                                                                                     
جدا مشو كه مرا طاقت جدايى نيست...

ادامه نوشته

آخرين ضربه رو محكمتر بزن

رقص دست نرم ت ای تبر به دست 
با هجومِ تبر گشنه و سخت 
آخرين تصوير تلخ بودن ه 
    توی ذهنِ سبزِ آخرين درخت    

حالا تو شمارش ثانيه هام 
كوبه های بی امون ِ تبر ه 
 تبری كه دشمنِ هميشه ی 
اين درختِ محكم و تناور ه

من به فكر خستگی های پرِ پرنده هام 
تو بزن، تبر بزن 
من به فكر غربت مسافر هام 
آخرين ضربه رو محكمتر بزن
آخرين ضربه رو محكمتر بزن
آخرين ضربه رو محكمتر بزن

ايرج جنتى عطائى

برای شنیدن

میارم ماهُ تو خونه

ميارم ماهُ تو خونه
می‏گيرم بادُ نشونه
همـۀ خاکِ زمين رو
می‏شمارم دونه به دونه

اگه چشمات بگن؛ آره
هيچ کدوم کاری نداره

اگه چشمات بگن؛ آره
هيچ کدوم کاری نداره...

ماه رو میارم به خونه

چشم ماهُ در ميارم
يه نبردبون ميارم
عکس چشمتو می گيرم
جای چشم اون ميذام...‏

ایرج جنتی عطایی

آهنگِ "اجازه"ِ داریوش

ادامه نوشته

کوچۀ بن بست...‏

میون این همه کوچه که به هم پیوسته
کوچۀ قدیمیِ ما؛ کوچۀ بن بسته...

کوچۀ بن بست

ایرج جنتی عطایی

* آهنگ و شعرش را دوست دارم، شنیدنی ست.

ادامه نوشته

کدوم پاییز زمستون رو خبر کرد؟!‏

هنوز باغچه برامون گل نداده
کدوم پاییز زمستون رو خبر کرد؟!

کدوم پاییز زمستون رو خبر کرد؟!‏

من صدایِ سبزِ خاکِ سُـربـی ام

من صدایِ سبزِ خاکِ سُـربـی ام
صدایی که خنجرش رو به خداست
صدایـی که تــویِ بُهتِ شبِ دشـت
نعره ای نیست، ولی اوج یک صداست
 

من صدای سبز 
خاک سربی ام

ایرج جنتی عطایی
از اینجا بشنوید