چون مترسك من ايستادم... خسته، تن زخمی، پوشالی...
چون مترسك به زیر پیرهنم
قامتی از حصیر، پوشالی!
مانده ام در سكوت و تنهایی
روی جالیز زرد، تو خالی...

قامتی از حصیر، پوشالی!
مانده ام در سكوت و تنهایی
روی جالیز زرد، تو خالی...

+ نوشته شده در یکشنبه دهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 17:31 توسط نجوا
|