بگذار....


بگذار زندگی‌ات به نرمی بر لبه‌ی زمان برقصد

چونان شبنمی بر لبه‌ی برگ....





تاگور

حس خوب بودنت...


http://itteam.persiangig.com/attachment.jpg

پروردگارا ...

چه روزهای بیهوده ی بسیار که بخاطر زمان از دست رفته !

ماتم نگرفته ام ...

تو هر لحظه از عمر مرا در دست های خود داشته ای ...

پنهان در قلب اشیاء ، تو بذرها را به جوانه ، غنچه ها را به شکوفه

                                  و گل ها را به میوه های رسیده بدل میکنی !

من خسته بودم و خفته در بستر حقیرم

                      تصور میکردم که همه کارم بازمانده است ...

صبحدم ، بیدار شدم و

                     باغچه را مملو از شگفتی گلها یافتم ...!


تاگور

 

پیام امید

http://raze-sarbaste.persiangig.com/image/ppi/new/8vt79g.jpg

هرکودکی
با این پیام
بدنیا می آید که خدا...
هنوز..
از انسان نومید نیست...

قصه گوي ِ رفتن ها...

جادّه
در انبوه مردمان
همیشه تنهاست؛
زیرا که دوست‌ش نمی‌دارند.