تـاتـومـُراد ِ مـَن دهیکشته مرا فراق ِ تو...
رهی معیری
همچو موجمیک نفس آرام نیستبس که طوفان زا بود دریای دل
مریز دانه که ما خود اسیر دام توایمز صید طایر بی بال و پر چه می خواهی؟