«گر بگویند مرا با تو سر و کاری نیست .. در و دیوار گواهی بدهد کاری هست» *

جگری شعله شد و سوخت و خاکستر شد
شمع خاموش شد از باد و گلی پرپر شد
بازهم زهر نشست و بدنی گشت کبود
باز یاسی به زمین ریخت و نیلوفرشد
همه بر مرکب و من در پی شان روی زمین
بین این آه فقط نا له ی من مادر شد
شمع خاموش شد از باد و گلی پرپر شد
بازهم زهر نشست و بدنی گشت کبود
باز یاسی به زمین ریخت و نیلوفرشد
همه بر مرکب و من در پی شان روی زمین
بین این آه فقط نا له ی من مادر شد
+ نوشته شده در شنبه دوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11:49 توسط م.ب
|