با من طلوع كن
با من طلوع كن
من از پریشانی ها سخن نمی گویم
من از پریشانی ها
سخن نمیگویم
بزرگ بودن رود از پرنده یی ست که با نای سبز خونین می خواند
بزرگ بودن رود از نبودن ست
به دریا نشستن ست
و رازی نگفتن ست
نه گفتن
من از پریشانی ها سخن چگونه بگویم؟
شاید بشه گفت ای روشنی صبح به مشرق برگرد.
پ ن:این عکس رو برای این گذاشتم که با دیدن این عکس یه آرامشی توش می بنیم .که دلم می خواهد یه صبح کنار ساحل بیدار شم و این چراغ های قشنگ رو روی آب ببینم.رویاش رو دوست دارم.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 22:26 توسط ایو
|