روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوالِ دل خویشتنم؟

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست
به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

آسمان فرصت پرواز بلندي ست ولي، قصه اينست چه اندازه كبوتر باشيم...‏

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا
یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

نه به خود آمدم این جا که به خود باز روم
آن که آورد مرا باز برد در وطنم

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

مولانا

پ.ن۱: كلا پرواز حس خوبی ئه و به شدت برايم دوست داشتنی... قبلاً هم با همين تصوير، اينجا بهش اشاره كردم...

پ.ن۲: آهنگ شعر را با صدای حسام الدين سراج، از اينجا،
با صدای مقداد شاه حسینی كه تيتراژ سريال "روز حسرت" بوده، از اينجا،
و با صدای شهره معاونيان از آلبوم "شورا و مولانا" از اينجا بشنويد.