بادبادكم را روانه كردم به سويت...
نخ بادبادکم را
پاره میکنم
شاید كه لااقل
بادبادکم
تا پیش تو برسد...
"تمام بلوزم را
میشکافم
که بادبادکم
تا شهر تو برسد.."
پ.ن2: تصویر مرا یاد شعر عمران صلاحی هم می اندازد که: "بادبادک بالا رفت؛ قرقره از غصه لاغر شد."
پ.ن3: ياد اين شعر هم ميافتم كه: "من رشته محبت تو پاره ميكنم...شايد گره خورد به تو نزديك تر شوم"
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم دی ۱۳۹۰ ساعت 8:19 توسط نجوا
|
