یاد تو
پوستینی است که بین من و زمستان
فاصله میاندازد

نام تو
شعله نه
تکه ای از تابستان است
که گوشه ی دلم میسوزد
و سوی چشمانم است
وقتی برای یافتنت - کورمال کورمال -
دنیا را لمس میکنم

یک آن آفتابی میشوی
و تمام معنی زندگی در همان لحظه میچکد - غلیظِ غلیظ -

نام تو
مرگ را به تاخیر میاندازد.

"ساغر شفیعی"