یاد تو ...
یاد تو
پوستینی است که بین من و زمستان
فاصله میاندازد
نام تو
شعله نه
تکه ای از تابستان است
که گوشه ی دلم میسوزد
و سوی چشمانم است
وقتی برای یافتنت - کورمال کورمال -
دنیا را لمس میکنم
یک آن آفتابی میشوی
و تمام معنی زندگی در همان لحظه میچکد - غلیظِ غلیظ -
نام تو
مرگ را به تاخیر میاندازد.
"ساغر شفیعی"

+ نوشته شده در جمعه نهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 11:51 توسط هولدن
|