جای‌ت خالی‌ست کنارم؛

پشت چراغ‌های قرمز طولانی شهر

توی ترافیک‌های سنگین دم غروب

در خلوتِ محضِ سحرهای اتوبان؛

چقدر نیستی تا لحظه‌های هرزِ بی‌احساس را

کوتاه کنی برای‌م

پر خاطره...

که کلی از این در و آن در حرف بزنی

که حتی‌تر بخوانی و من

عاشق صدای‌ت شوم باز.

چقدر نیستی و تمام لحظه‌های پس از تو

مثل ثانیه‌های کُند پرترافیک

مثل انتظار چراغ‌های همیشه قرمز

مثل راه‌های بی‌پایان است