وقتي كه چشمام روی هم بسته ميشه
 وقتي دلم از زمونه خسته ميشه
چشمامو دريا ميكنم؛ عقده هامو وا ميكنم
ياد قديما ميكنم؛
يادش بخير... يادش بخير
با بچه های كوچه مون، با چادر مادرامون
گوشۀ يك پياده رو
ياد محرم كرده بوديم؛ تكيه علم كرده بوديم
يادش بخير ... يادش بخير
همه پيرهن مشكی به تن، سينه و زنجير می زدن
يه قلب كوچيك تو سينــه، مست و خريدار حسيــن
نوشته بود رو پرچم ها؛
عباس، علمدارِ حسين
عباس؛ علمدارِ حسين
از كوچيكيم تا به حالا .... سرا پا احساسم من
تموم عالم ميدونند .... هلاك عباسم من



دانلود مداحی

این هم بخوانید و بشنوید، خوب است