بر خاک عزیزی ست ولی پیرهنش را...
پس با زبان پر گله آن بضعة
الرسول
رو در مدینه كرد كه یا ایها الرسول
این كُشتۀ فتاده به هامون؛ حسین
توست
وین صید دست و پا زده در خون؛ حسین توست

این نخل تر كز آتش جان سوز
تشنگى
دود از زمین رسانده به گردون؛ حسین توست
این ماهى فتاده به دریاى خون كه
هست
زخم از ستاره بر تنش افزون؛ حسین توست
این غرقۀ محیط شهادت كه روى
دشت
از موج خون او شده گلگون؛ حسین توست
این خشك لب فتاده دور از لب
فرات
كز خون او زمین شده جیحون؛ حسین توست
این شاه كم سپاه كه با خیل اشک و
آه
خرگاه زین جهان زده بیرون؛ حسین توست
این قالب طپان كه چنین مانده بر
زمین
شاه شهید ناشده مدفون؛ حسین توست
محتشم کاشانی
* شرمنده اگه ابیات این ترجیع بند را زیاد استفاده کرده ام، شاید چون دلم خواسته، کم حوصله هایی مثل خودم هم که حوصله نمیکنند دوازده بند را یکجا بخوانند، اینطور خورد خورد بخوانند لااقل.
* عنوان برگرفته از شعر "خود را برسانید که داغ است خبرها"ِ حسن بیاتانی.
* و زینب سلام الله علیها در روز عاشورا فرمود:
"الیوم مات جدی رسولالله... الیوم ماتت
امّی فاطمة و ابی علی و اخی الحسن علیهم سلامالله، یا خلیفة الماضی و ثمال
الباقی..."
"امروز جدّم رسول خدا کشته
شد... امروز مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن کشته
شدند؛ ای یادگار رفتگان و پناه بازماندگان..."