آیا باز برمی گردی ؟

کودک چشم من از قصه ی تو می خوابد
قصه ی نغز تو از غصه تهی ست
باز هم قصه
بگو
تا به آرامش دل
سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم
گل به گل ، سنگ
به سنگ این دشت
یادگاران تو اند
رفته ای اینک و هر سبزه و سنگ
در تمام
در و دشت
سوکواران تو اند
در دلم آرزوی آمدنت می میرد
رفته ای اینک ،
اما ایا
باز برمی گردی ؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ ساعت 18:22 توسط م.ب
|