http://raze-sarbaste.persiangig.com/new_pic/28048_354831567948635_1884015765_n.jpg

به من نگاه کن
درست به چشم هایم
می دانم که تازه از زیر چتر برگشته ای
می دانم که وقت نمی کنی دلت برایم تنگ شود
ولی من از دلتنگی تمام وقت ها برگشته ام
حالا که آمده ای
 اتاق رو به رفتن است
 ما به میهمانی دورترین کتابهای جهان می رویم
تو را و مرا
به قضاوت آسمان می گذارم
 و چترم را به قضاوت برف
سکوتی اگر بود
در راه ، تمام حرف های با خودم را
افشا می کنم
ابتدا سکوت شد
 به حرف هایم نگاه کن
می خواهم از دهان اشعیای نبی
 سرود بخوانم
می خواهم از همچنان ابر بالای سفر بگذرم
 می خواهم بهچترهای خسته دست بکشم
 تا خاموش ترین کلمات پنهان بیایند
 به تمام وقت هایی که نداری
 می خواهم برای تمام نشستن ها
 انگشت ها و سیگارها
 جای دور برای خیره شدن بیاورم
 می خواهم به چشم هایت نگاهکنم
 تکودکی هایت رابه دنیا بیاوری
برادران بارانی ام
که زیر چتر
خواهران برفی ام
که بی چتر
دارم به شهر شما دست می کشم
 دارد از وقت هایی که ندارید
صدای دورترین سرودهای جهان می اید
من از مرزهایی که هنوز ، می ایم
دارم اینجا خانه ای می سازم
همین جای وقت هایی که ندارید
دارم به شهر شمانگاه می کنم
دارد از تمام کوچه های مرده
صدای کودکان و سرودمی اید
و زنانی که به پنجره می ایند
و مردانی که به چشم انداز
 دارم به شهر شما دست می کشم
 قسم می خورم به چتر که باز می شود
قسم می خورم به تماشا که شهر
پر از حرف های تازه شود
برادران بارانی ام
خواهران برفی ام
از درست به حرف هایم نگاه کن
راهی به کودکی های جهان می رود
از درست به چشم هایم نگاه کن
راهی به سرودهای فراموشی
می خواهم چشمهایمان را به قضاوت جاده بگذارم
و شهر شما را به قضاوت آسمان
حرفی اگربود
تو از تمام وقت های با خودت
چیزی بگو
ابتدا سکوت است

هیوا مسیح