به انتظار نشستم برای اذن دخول
نشستهام چو غباری، به شوق اذن دخول
بیا بگو نتکانند پادریها را...

شاعر؟!
همراهی عكس و شعر از اينجا
براى ولادت شان
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 0:37 توسط نجوا
|
نشستهام چو غباری، به شوق اذن دخول
بیا بگو نتکانند پادریها را...

شاعر؟!
همراهی عكس و شعر از اينجا
براى ولادت شان