دست و پایی بزن به چاره و جهد 
که عجب در میان غرقابی
...

غرقه در بحر

سعدی

* عنوان از غزل ديگر سعدی
* اين بيت دیگرش هم شايد بد نبود:
              
ای مدعی که می‌گذری بر کنار آب ... ما را که غرقه‌ایم ندانی چه حالتست
*
 
این ها رو هم دوست داشتم:
-  ملامتگوی عاشق را، چه گوید مردم دانا؟ ... که حالِ غرقه در دریا، نداند خفته بر ساحل...
-   غرقه در بحر عمیق تو چنان بی‌خبرم ... که مبادا که چه دریام به ساحل نکند...
-    گر چه دریا را نمی‌بیند کنار ... غرقه حالی دست و پایی می‌زند
...