روزهای بارانی؛ شاعر پرورند...
پدرم گفت:
عاقت
می
کنم اگر شاعر شوی!
مادرم نبود.
به پنجره نگاه کردم...
باران می آمد...
خندیدم!

روزهای بارانی، شاعر پرور است
برف، نویسنده های بزرگ خلق می کند
داستان های پاورقی، محصول روزهای آفتابی
رنگین کمان، مخصوص قصه های کودکان
رعد و برق، کارآگاه ها را وارد نوشته می کند
توفان، فیلسوف می زاید
و روزهای ابری، به پاره کردن همه ی آنچه روزهای قبل نوشته شده، می گذرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 17:18 توسط نجوا
|