پدرم گفت:
 عاق‌ت می کنم اگر شاعر شوی!
مادرم نبود.
به پنجره نگاه کردم...
باران می آمد...
خندیدم!

روزهای بارانی؛ شاعر پرورند...‏

شاعر؟!‏

پ.ن: عنوان برگرفته از این یادداشت مریم مؤمنی:
روزهای بارانی، شاعر پرور است
برف، نویسنده های بزرگ خلق می کند
داستان های پاورقی، محصول روزهای آفتابی
رنگین کمان، مخصوص قصه های کودکان
رعد و برق، کارآگاه ها را وارد نوشته می کند
توفان، فیلسوف می زاید
و روزهای ابری، به پاره کردن همه ی آنچه روزهای قبل نوشته شده، می گذرد.