خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست

تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی

خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است

حضرت حافظ

 

سفر بهانه ی خوبی برای رفتن نیست/ نخواه اشک نریزم دلم که آهن نیست

حسود نیستم اما خودت ببین حتی
چراغ خانه ی مهتاب بی تو روشن نیست...

مهتاب

مژگان عباسلو
كامل غزل

* نميدونم شعر و تصوير چه قدر به هم ميان، ولى اول بار كه ديدمش، اين بيت تو ذهنم اومد. كل شعر هم خيلى خوبه، يه جور خاصى، بيت بيت ش... يه بار براى خودم خوندم و ضبط كردم و با همون لحن و حس هميشه تو ذهنم ميپچه.

ادامه نوشته

که آیه آیۀ چشمت "یُوَسوسُ النّاس" است

تــمــامِ اهـلِ زمــیــن را جــهــنــّمی کــردی
که آیه آیۀ چشمت
"یُوسوس النّاس" است

نگاه و چشم
منصوره فیروزی
كامل شعر
هماهنگى از اينجا

 

ادامه نوشته

گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی!

خاتـون! بگو که حضرت ِ خـالق خودش تـو را

وقتی کـه آفرید چـه مدت نگـاه کـرد..؟!


*عنوان از محمدرضا ترکی:           

             "خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاها

                                     گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی"

*شاعر: "مسلم محبی"

*شعر کامل را بخوانید

ادامه نوشته

پـــریشانم، پــریشان روزگارم

منم
سرگشته‌
و
حیران‏ ت
ای
دوست
...

منم سرگشته و حیرانم ای دوست
 
* این شعرِ "فائز دشتی"(دشتستانی؟!) عالی ست، با این نوای حزن انگیز و نوحه مانند كه جناب حسین كشتكار بوشهری میخوانند، عجیب با دل آدم بازی میكنند... اصلا انگار خاصیت این نوحه های بوشهری ست، اينطور دل را به هم میريزند... 

* كاملش را حتما بخوانید و با تأكيد بيشتر، بشنوید.
ادامه نوشته

در سینه‌ام آویخته دستی قفسی را...تا حبس نفس‌های خودم را بشمارم

ای بغض فرو خفته مرا مرد نگه دار
تا دست خداحافظی‌اش را بفشارم
...

 سينه ى تنگ آمده

فاضل نظری

*

این بیت هم به تصویر میآمد به گمانم:
              ناله را هرچند میخواهم كه پنهان در كشم....سینه میگوید كه من تنگ آمدم، فریاد كن

ادامه نوشته

حیرانی و سرگردانی

پایان ماجرای دل و عشق، روشن است

ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی...

 

قايق در دريا

فاضل نظری
اين عكس هم

ادامه نوشته

آزاد اگر باشد دلی، زلفت گرفتارش کند!

  روسری سر کن و نگذار میان من و باد

سر آشفتگی موی تو دعوا بشود



امیر توانا

 

* شعر ِ کامل در  ادامه مطلب

*عنوان بیت بسیار زیباییست از "شریف تبریزی" :

              "آزاد اگر باشد دلی، زلفت گرفتارش کند / ور خفته باشد فتنه ای، چشم تو بیدارش کند!"

ادامه نوشته

خمِ زلفِ تو دامِ کفر و دین است...

دوست دارم جستجو در جنگل موی تو را 
از خدا چیزی نمی خواهم به جز بوی تو را




دختر زیبای جنگل های آرام شمال!
از کجا آورده دست باد گیسوی تو را؟

آستینت را که بالا داده بودی دیده اند
خلق رد بوسه ی من روی بازوی تو را

چشمهایت را مراقب باش، می ترسم سگان
عاقبت در آتش اندازند آهوی تو را

کاش جای زندگی کردن در آغوشت، خدا
قسمتم می کرد مُردن روی زانوی تو را...


*شعر از "ناصر حامدی"

*من بی نهایت این شعر رو دوست دارم... هوممم... امیدوارم شما نیز از خواندنش لذت ببرید..

*البته برای عنوان مصرع های بسیاری مدنظرم بود که قرعه به نام جناب "حافظ" افتاد! :)

*مصرع دیگر از "سعدی" :
                یک روز به شیدایی در زلف ِ تو آویزم...

پر میزند دلم به هوای زیارتش*‏

دلم برای تو پر می کشد امام غریب
غمت ز سینه شرر می کشد امام غریب

زیارت تو که فوق همه زیارت هاست
دل مرا به سفر می کشد امام غریب...‏



محمود ژولیده

‏* عنوان از سيدمحمد جواد شرافت: پر میزند دلم به هوای زیارتش ... هر روز خسته حال ترم، خسته حال تر...‏

* 23م ذيقعده؛ روز زيارت مخصوص حضرت. يكشنبۀ ماه هم كه بود. دلم بدجور هوايى و تنگ... چه كنم؟ :(

زمزمه ميكنم: زلال عطر رضا میوزد ز جانب طوس .... و من گدای قدیمی، ولی کمی مأیوس
                    هوا هوای زیارت، زیارت مخصوص .... و من خمار حرم، بی پیاله ام افسوس

نماز يكشنبه هاى اين ماه رو اگر خوانديد، زائر امام رئوف يا خواهرشان يا ائمه ديگر اگر شديد اين روزا.... دعايتان برسد انشاءالله...‏

ادامه نوشته

وَ ما أدراکَ ما مَرْیَم..

پُکی عمیق به سیگار می‌زنم، هرچند

تو نیستی که ببینی چه می‌کشم، مریم..

شاعر: امیرپیمان رمضانی 

ـــــــــــــــــــــــــــــ

*سلام..

*در ادامه‌ی مطلب، کامل غزل را ـ در دل داستانی که مصطفی مستور تعریف کرده ـ حتماً بخوانید؛ حتی اگر داستان کوتاه «وَ ما أدراکَ ما مَرْیَم» را مثل من، تابه‌حال، ده‌بار خوانده‌ باشید..

ادامه نوشته

ز اشک دیده نوشتم؛ هزار نامه برایت*‏

بسیار براى تو نوشتم غم خود را
بسیار مرا نامه، ولى نامه برى نیست...


ناصر حامدی
* عنوان از بیت: ز اشک دیده نوشتم هزار نامه برایت...مگر که نامۀ بیچارگان؛ جواب ندارد؟
ادامه نوشته

نشان یار سفرکرده از که پرسم باز؟*‎‏

باز دیروز
شهرِ
دوازده میلیون و هفتصد و نود و شش هزار و پانصد و چهل و سه نفری تهران
خالی بود
بس که در سفری

تهران
مصطفی مستور
"چند روایت معتبر درباره دوزخ"
از کتاب "تهران در بعدازظهر"
*

با اشک درد عشق مداوا نمی شود

بس کن چه قدر خیره به امواج می شوی؟
دریا که مثل چشم تو زیبا نمی شود...

خيره به امواج

 ناصر حامدی

*
ادامه نوشته

ديگر از آينه هم دل سيرم...‏

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکَن! آینه اینقدر تماشایی نیست

حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصۀ تنهایی نیست؟!‏

ادامه نوشته

این چندمین شب است که من بی تو نیستم؟!‏

این چندمین شب است که من با تو نیستم
این چندمین شب است که در شعله زیستم

این عکس اول است که با هم گرفته‌ایم
من بی‌قرار مستی لبخند کیستم؟!‏ 

این عکس دوم است در آغاز تشنگی
هم بغض آب قمقمه‌ات را گریستم 

این عکس آخر است که لبخند می‌زنم
این‌جا کمی شبیه به زخم تو نیستم؟  ‏

این عکس آخر است که با هم گرفته‌ایم
از ترس مرگ نیست که در عکس نیستم 

بر سنگ تابناک تو رمزی نوشته است
دیگر اجازه نیست کنارت بایستم 

امشب تمام خاطره‌ها را گریستم
این چندمین شب است که من بی تو نیستم

بهمن ساکی
*

خو کن به قایق ت

خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده است...

ادامه نوشته

بگذار بوى بابونه مستم كند...‏

آن دم که من بهارم و شاد از بنفشه ها
دل را رها کنید که بابونه بو کند...

بابونه ها
محمد نوروزى
كامل شعر در ادامه مطلب


* براى اين بيت تصاوير ديگرى توى ذهنم بود، اما سرآخر همين خوش تر آمد. ياد آن تكه ميافتم كه گفته بودم:
                             به دامنه برو/ كمى بابونه وحشى برايم بياور.../ به درمانم شتاب كن
...
دوست داشتم اون يادداشتم رو...

ادامه نوشته

کی دلِ سنگِ تو را آه به هم میریزد؟

من شور و شر موج و تو سرسختیِ ساحل
روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟



موج و صخره و دريا
* شعر کامل را حتما در ادامه مطلب بخوانید. خیلی خووبه.
* عنوان هم از غزل دیگری از فاضل نظری

این تصویر هم خوب بود. تو ادامه مطلب با اين همراه كردم.

ادامه نوشته

آه، عاقبت مُرد؟!‏

در تنگ، دیگر شور دریا غوطه‌ور نیست
آن ماهیِ دلتنگ، خوشبختانه مرده‌ست...

ادامه نوشته

آه که امروز دلم را چه شد؟!

از دلِ من
در دلِ تو
نکته هاست.

وَه چه ره است
از دلِ تو
تا دلم!



مولانا
بشنوید با صدای شهرام ناظری
کاملِ شعر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

خدا رحم كند...‏

 بوی دود است كه پیچیده، كجا میسوزد؟
نكند خانه ی مولاست؟... خدا رحم كند... 

هیزم آورده كه آتش بزنند این در را
پشت در حضرت زهراست... خدا رحم كند...

در سوخته

ياسر مسافر

* دلم ميخواست براى روز سوم جمادي الثاني و شهادت بانو، پستى بياورم اينجا. (بخاطر مسائلى نشد تا الان كه با تأخير مياورم، چون نيت كرده بودم..) شعر خيلى سنگين است... :((‏ اما خووب است... توصيه ميكنم اگر توان داريد،‌ كاملش را در ادامه مطلب بخوانيد حتما.

ادامه نوشته

ساده از «من بی تو می ميرم» گذشتی، خوب من!‏

لحظۀ تشیــیـع من از دور بوی ت می رسیـد
تا دو ساعت بعد دفــنم همچنان جان داشتم


کاظم بهمنی
هماهنگی بیت با تصویر از اینجا

کامل غزل را در ادامه مطلب بخوانید


پ.ن: یکی از خوانندگان وبلاگ، اشاره کرده بود که کم کار شده اید و این حرفها. گفتم شاید حرف کسان دیگر هم باشد. برای همین اینجا هم توضیح میدهم. قبل تر گفته بودم که سعی میکنم خودم را از بعضی شعرها دور کنم و کمتر بروم در شعرها، بلکه روحم آرام تر شود. ضمن اینکه دلم نمیخواهد فضای غم بماند و بدتر از آن منتقل شود. آوردن شان اینجا، این انتقال است. وگرنه که شعر و تصویر هماهنگ و کنار گذاشته زیاد هست. همین چند پست اخیرم گمانم حکایت کنند...
به هرحال، غیر از اینها، سرشلوغی ها و خستگی ها و عدم دسترسی راحت به نت و حتی حضور کمتر دوستان همکار و نظرات و نقدهای کمتر هم مزید بر علت است.
ضمن اینکه ایام فاطمیه هم بود و دلم نمیآمد چیز خاصی بگذارم.
به هرحال، به احترام آن دوست، چندتا از مطالب کنار گذاشته را آوردم و احتمالا باز هم بیاورم، ولی توضیح من همین است...
دعایتان برسد انشاءالله...

ادامه نوشته

دردسر، بین گذر، چند نفر، یک مادر... شده هر قافیه ام یک غزل درد آور

ای که از کوچه ی شهر پدرت می گذری 
امنیت نیست، از این کوچه سریع تر بگذر  

کوچه بنی هاشم
کاظم بهمنی
* برای روز شهادت
* توصیه میکنم کامل شعر را حتماً در ادامه مطلب بخوانید.
* این تصویر هم مناسب حتی.
* این شعر هم با همین تصویر.

ادامه نوشته

چندی است شب هایی که مهتاب است بی خوابم

ای آب ها دلگیرم از ماهی و مروارید
آخر چرا "ماه" ی نمی افتد به قلابم؟

ماه

محمدمهدی سیار

هماهنگی تصویر و این بیت از اینجا
عكس هم خود جناب شجاع گرفتند
کامل شعر در ادامه مطلب
ادامه نوشته

خنده بر لب ميزنم تا كس نداند درد من

هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن
بخند! گرچه تو با خنده هم غم انگیزی


فاضل نظرى
غزل "نامه" از "گريه هاى‌ امپراطور"‏



* كامل بيت عنوان: خنده بر لب ميزنم تا كس نداند در من/ ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت


** اين تصوير هم ميپسنديدم، يعنى خيلى‌ دودل بودم كدوم رو بيارم. حالا شما هم ببينيد و نظرى بدهيد. در ادامه مطلب كه شعر كامل را آوردم، با اين تصوير گذاشته ام. ضمنن اين يكى‌ هم ببينيد همينجورى.

ادامه نوشته

چه سود...

گشودم دفتر و رفت از سرم هوش
چنان چون باده نوشی از پی نوش

سرود نانوشته گرچه زیباست
چه سود ار نامه ام کردی فراموش

زبانِ بسته خاموش است و کوتاه
چه گویم ناله ام ناید فراگوش

شرار قهر تو سوزد دل و جان
چو شمع خلوتم گشته است خاموش

 

http://raze-sarbaste.persiangig.com/new_pic/423250_555678077793758_1149714414_n.jpg


سبحان معظمی

برگرد به من، بگرد...‏

برگرد
به برگشتن
از فاصله، دورم کن...‏


از فاصله دورم کن

ایرج جنتی عطایی


* توصیه میکنم کامل شعر را در ادامه مطلب بخوانید حتما، یا از اینجا بشنوید.


** يك شعرى هم هست، خيلى خوبه، دوستش دارم.... تصوير، كمى من رو يادش انداخت:
                                                                                                     
جدا مشو كه مرا طاقت جدايى نيست...

ادامه نوشته

دارم قدم قدم به تو نزدیک می شوم

دارم به سمت پنجره فولاد می‌روم
جایی که دل شکست و مریضی شفا گرفت...‏

پنجره فولاد حرم امام رضا علیه السلام
رحمان نوازنی

پ.ن: هفته پیش توفیق شد و رفتیم زیارت امام رئوف. میخواستم قبل رفتن این را بگذارم اما فرصت نشد. حالا میآورم.
یک نکته هم که نمیدانستم، اینکه؛ توی محرم و صفر، نقاره نمیزنند.
ضمناً برگرفته از این پست است.

ادامه نوشته

میتوان آیا به دل دستور داد؟

می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟ 

موج را آیا توان فرمود: "ایست"؟
باد را فرمود: "باید ایستاد"؟

موج و دریا

* برای هشتم آبان، سالروز پرکشیدن قیصر...‏
** واقع ش دنبال عكس بهترى بودم، چيزى كه به دل خودم بيشتر بشينه. نيافتم اونى كه ميخواستم :|
*** کامل شعر رو تو ادامه مطلب بخوانید حتما.

ادامه نوشته

چنان گيسو پريشان گشته در بادى...دلم؛ آشفته و حيران

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند...

گيسو در باد

مژگان عباسلو

ادامه نوشته

در گیر و دار فرو ریختنم....‏

بی تو
هر لحظه
مرا
بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست...

شهر من، تهران

فاضلِ نظری
کتاب "گریه های امپراتور"
پ.ن: کامل شعر را در ادامه مطلب بخوانید و با صدای علیرضا قربانی، از اینجا بشنوید.
ضمنا، قبل تر بیتِ دیگری از همین شعر را در این وبلاگ آورده بودم.

عکس هم از تهرانِ بارانیِ آبان ماه ست، از ایشان.
ادامه نوشته

که خنجر عادتش این است؛ رو در رو نمی برد

و اسماعیل می‌دانست آن چاقــو نمی‌برد
که صیادی که من دیدم، دل از آهو نمی‌برد...

ابراهیم در حال قربانی کردن اسماعیل

مهدی جهاندار

* انتخاب اصلی شعر و تصویر از اینجا

ادامه نوشته

سایه های بی صدا

سایه های ما به هم محرم شدند
بی صــدا رفتند در آغــــوش هـم...‏

سايه ها

خلیل جوادی

ادامه نوشته

من دفتری پر از غزلم..

من دفتری پُر از غزلم

ناب ِ ناب ِ ناب

چشمی که عاشقانه بخواند مرا کم است..



محمد سلمانی