گنجشکم باش!
نخواهم شد پر و بال کسی که...
نمی گریـم بر احوال کسی که...
اگر گنجشک من باشی، از امشب
نمی گردم به دنبال کسی که...

سیدحبیب نظاری
عکس از اینجا
نخواهم شد پر و بال کسی که...
نمی گریـم بر احوال کسی که...
اگر گنجشک من باشی، از امشب
نمی گردم به دنبال کسی که...

سیدحبیب نظاری
عکس از اینجا
اینجا
همه
هر لحظه میپرسند:
- حالت چطور است؟
اما
کسی
یک بار
از من نپرسید:
- بالت . . .

* یاد ماجرای گنجشک اینجا هم میافتم.
* این شعر قیصر را دوست دارم، به انضمام آن شعرش که میگوید:
گفت احوالت چطور است؟/ گفت مثل حال گُل... حالِ گل در دستِ چنگیزِ مغول...
* دوم اردیبهشت سالروز تولد قیصر بود، روح ش شاد...
گنجشک نشدم
که برایم دانه بریزی
و حتی بند کفشی
که دست هایت پروانه ام کنند.
من
به غبار روی میز
که نوازشگرانه
با تکان دستت محو می شود
حسادت میکنم!
"علی شفاعت پناهی"
همچنان حالم خوب نیست!
احساس میکنم شکست خوردهام،
در زمان ُ در عرض!
از که؟
صحبت ِ کَس نیست
نمیدانم ..
احساس میکنم،
کلمهی ابد گنجشک ِ وجودم را مسحور ِ چشمان ِ خود کرده است!
..
حسین پناهی



یک عمر درون خویش تکرار شدم
در گوشه ای از خودم تلنبار شدم
گنجشک به خواب رفته بودم دیشب
امـروز ولـی؛ کلاغ بیـدار شـدم...

پر از رقصيدن
گنجشك ها باش
هميشه بر تن گنجشك ها باش
به مردم اعتمادي نيست، باران
خودت
پيراهن گنجشك ها باش

