هوای حوصله ام ابری ست
زیبا! سلام!
زیبا! هوای حوصله ام ابری ست
زیبا! کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره عشق
بنشان مرا به منظره رویش
بنشان مرا به منظره باران...

زیبا! سلام!
زیبا! هوای حوصله ام ابری ست
زیبا! کنار حوصله ام بنشین
بنشین مرا به شط غزل بنشان
بنشان مرا به منظره عشق
بنشان مرا به منظره رویش
بنشان مرا به منظره باران...


«محمدرضا عبدالملکیان»
زیبا ستاره های کلامت را
در لحظه های ساکت عاشق
بر من ببار
بر من ببار تا که برویم بهاروار
چشم از تو بود و عشق
بچرخانم
بر حول این مدار

حالا که رفته ای،
پرنده ای آمدست، در حوالی همین باغِ رو به رو
هیچ نمی خواند،
فقط می گوید:
کـــو کـــو؟!


*بشنويد با صداي مرحوم خسرو شکيبايي

جای من خالی است
جای من در عشق
جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار
جای من در شوق تابستانی آن چشم
جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت
جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت
جای من خالی است
من کجا گم کرده ام آهنگ باران را!؟
من کجا از مهربانی چشم پوشیدم!؟...

وقتی دریا روبروی من است
نه جانب جنگل را میگیرم